مدیر گروه شرق و جنوب شرق آسیا مؤسسه زبان و فرهنگ‌شناسی و رییس مدرسه زبان و فرهنگ کره گفت: وهابیت در بین مسلمانان جنوب و شرق آسیا قابل پذیرش نیست و در بعضی از جاها مورد تنفر است. دولت‌ها هم تندروی را برنمی‌تابند و خود‌به‌خود این دولت‌ها به تدریج از تفکر تشیع حمایت می‌کنند.

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، درباره تاریخ دقیق ورود اسلام که ابتدا توسط چه گروه قومی و از چه سرزمینی وارد آسیای جنوب شرقی شده و مبلغان اولیه اسلام دارای چه گرایشات مذهبی و فکری وابسته به اسلام بودند، دیدگاه‌های یکسانی وجود ندارد، ولی در این مورد که اسلام از مجرایی صلح‌آمیز و در بستر مراودات تجاری و بازرگانی به ساکنان این مناطق معرفی شده و عمده مبلغان اولیه اسلام از سرزمین‌های عربی، ایرانی، هندی و چینی بوده‌اند، تقریباً میان اکثر پژوهشگران مربوط به مطالعات تاریخ اسلام در آسیای جنوب شرقی اتفاق نظر وجود دارد. در این میان نقش زبان در انتقال این مفاهیم تا به امروز پابرجا بوده است، اینکه آشنایی با زبان‌های شرقی مربوط به کشورهای آسیای شرقی به چه میزان در عصر کنونی می‌تواند در گسترش فرهنگ اهل بیت(ع) مؤثر باشد، با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی منصوری‌خواه مدیر گروه شرق و جنوب شرق آسیا مؤسسه زبان و فرهنگ‌شناسی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه گفت‌وگو کردیم، که در ادامه می‌آید:

 

300 میلیون مسلمان در شرق و جنوب شرق آسیا وجود دارد

 

*کشورهای آسیای شرقی چند درصد جمعیتشان را مسلمانان به ویژه شیعیان تشکیل می‌دهند؟

 

-منطقه استراتژیک و بسیار مهم شرق و جنوب شرق آسیا قریب به دو میلیارد نفر یعنی 4/1 جهان جمعیت دارد که در حدود 300 میلیون نفر آن (حدود 12%) مسلمان هستند که البته در این بین سهم شیعیان به دلایل مختلف بسیار کم و ناچیز هست. به عنوان مثال در این منطقه از جهان بزرگترین کشور اسلامی یعنی اندونزی وجود دارد که گرچه ورود تشیع به این سرزمین همزمان با ورود اسلام به آن بوده و در حال حاضر بیشترین جمعیت مسلمان آن را مذهب شافعی که نزدیکترین مذهب به تشیع است تشکیل می‌دهد، لکن امروزه شیعیان کمی در این کشور زندگی می کنند.

 

وجود تفکر ضد وهابیت در آسیای جنوب شرقی/شباهت‌های فرهنگی، سنتی و باورهای اجتماعی بین مردم این منطقه با اسلام وجود دارد

 

*این کشورها چقدر زمینه، گنجایش و بستر کافی برای نشر معارف اهل بیت(ع) دارند؟

 

-از چند جهت در منطقه شرق و جنوب شرق آسیا بستر بسیار مناسبی جهت ترویج و نشر معارف اهل بیت و تبلیغ تشیع وجود دارد:

 

الف) اسلام در آسیای جنوب شرقی با اسلام عرب‌های خلیج فارس که با افراطی‌گری، وهابیت، سلفی‌گری و طالبانیسم آمیخته شده‌اند، متفاوت است. مسلمانانی که در آسیای جنوب شرقی زندگی می‌کردند به‌ رغم اینکه اهل سنت هستند، تفکری نزدیک به شیعه دارند. تفکری منطقی که از تندروی به دور، و به روز است و مواهب و ترقیات روز را رد نمی‌کند. به همین دلیل تفکر موجود در آنجا تفکری ضد وهابیت است؛ ازاین‌رو در آن منطقه، شیعه می‌تواند رشد کند، چون وهابیت پایگاه مهمی ندارد.

 

طالبان بعد از شکست، دیدگاه‌های خود را به جنوب و شرق آسیا منتقل کردند. ابوسیاف در فیلیپین همان ادامه تفکر طالبان است که بعد از شکست در افغانستان به جنوب فیلیپین منتقل شد و بعد از آنجا به الجماعه اندونزی و بعد به تایلند رفت. به‌ رغم اینکه وهابیت در آسیای جنوب شرقی حضور پیدا کرده و در واقع بعد از افغانستان آن منطقه را مستعد دیده، ولی مسلمانان اقبال چندانی نسبت به وهابیت ندارند. یعنی در‌ واقع وهابیت در بین مسلمانان جنوب و شرق آسیا قابل پذیرش نیست و در بعضی از جاها مورد تنفر است. دولت‌ها هم تندروی را برنمی‌تابند، ازاین‌رو از تفکر وهابیت حمایت نمی‌کنند؛ و خود به خود این دولت‌ها به تدریج از تفکر تشیع حمایت می‌کنند؛ و این نه به این معناست که چون ما شیعه هستیم، این‌گونه سخن می‌گوییم؛ بلکه این یک واقعیت است. این وضعیت یک فضای مناسبی را در این منطقه برای تشیع ایجاد کرده و بحمدالله رشد تشیع در این منطقه زیاد است.

 

ب) یکی از خصوصیات کشورهای جنوب شرق‌ آسیا استقلال‌نسبی این کشورها نسبت به آمریکا است. شاید در نگاه اول بگوییم تایلند و فیلپین کشورهای آمریکایی هستند؛ ولی زمانی که واقعیت را نگاه می‌کنید، می‌بینید که این‌ طور نیست. مثلاً کشور میانمار، کشور بدنامی به لحاظ حقوق بشری و … است؛ اما آمریکا که می‌خواست میانمار را محکوم کند، کشورهای عضو آسه آن، چین و ژاپن مانع این کار شدند. در رابطه با مبارزه با تروریسم هم یک استقلال‌نسبی دارند.

 

آمریکا تلاش زیادی کرد تا بتواند در این منطقه، پایگاهی برای مبارزه با تروریسم، احداث کند؛ اما به آنها اجازه داده نشد. هر جا رفت، به زور رفت؛ مقطعی بود؛ و نتوانست وارد شود. فیلیپین هر دو پایگاه آمریکا را تعطیل کرد. چیزی که در یک زمان محال بود اتفاق بیفتد. تایلند اجازه تأسیس پایگاه نداد و مانورها هم متوقف شد. در مالزی هم اجازه فعالیت ندادند. در اندونزی پایگاه آمریکا تعطیل شد. در کره جنوبی در هفته‌های اخیر اولین راهپیمایی ضد آمریکایی برگزار شد. دیدگاه‌های ضد آمریکایی کره شمالی و چین نیز که پرواضح هست و نیازی به توضیح ندارد. در مجموع کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا از یک استقلال‌نسبی برخوردارند و تفکر غالب، تفکر ضد آمریکایی می‌باشد که جمهوری اسلامی در صورت هوشیاری می‌توانند به بهترین نحو کمال بهره‌برداری را داشته باشد.

 

همچنین شباهت‌های فرهنگی، سنتی و باورهای اجتماعی که بین مردم این منطقه با اسلام وجود دارد، به علاوه ظرفیت‌های عرفانی و ادبی، ظرفیت‌هایی است که مغفول حوزه‌های علمیه و دستگاه‌های فرهنگی قرار گرفته و با تکیه بر آنها می‌توان به راحتی بستر صدور انقلاب و نشر معارف اهل بیت(ع) را فراهم کرد.

 

تعداد مسلمانان چین دو برابر جمعیت کشور ماست

 

*آیا شهروندان خاور شرق در جامعةالمصطفی(ص) العالمیه تحصیل می‌‌کنند، به عبارت دیگر چه ضرورتی به تربیت مبلغان دینی مسلط به زبان شرقی است؟

 

-ما تقریباً در بسیاری از کشورهای منطقه به شکل رایزن فرهنگی یا به شکل مبلغ دائمی یا مبلغان غیردائمی، قاریان قرآن و افراد مختلفی که اعزام می‌شوند حضور داریم. طلاب زیادی از این منطقه در ایران درس خوانده‌ و به کشورهای خود بازگشته‌اند بالاخص از منطقه جنوب شرق آسیا (اندونزی و مالزی و سنگاپور و فیلیپین و …) اما با توجه به وسعت جغرافیایی منطقه و تراکم جمعیتی بسیار بالا این تعداد کفایت نمی‌کند و به شدت به مبلغان توانمند، زبان‌دان و دارای روحیه جهادی و انقلابی نیازمند هستیم و این نیاز در کشورهای شرق آسیا یعنی چین، ژاپن و کره بسیار بسیار بیشتر به چشم می‌خورد. تعداد مسلمانان چین دو برابر جمعیت کشور ماست در صورتی که شاید روی هم رفته ما 50 مبلغ فعال در این کشور نداریم، در ژاپن با اینکه نمایندگی فعالی داریم لکن به تعداد انگشتان دست مبلغ نداریم، در کره جنوبی با این همه شباهت فرهنگی وضعیت بسیار بدتر است و دریغ از حتی یک مبلغ.

 

*سخن آخر…

 

در پایان از همه طلاب ، روحانیون و فضلای توانمند و علاقه‌مند به تبلیغ در حوزه بین الملل تقاضا می کنم از فرصت به وجود آمده در موسسه زبان و فرهنگ شناسی استفاده کرده و ضمن فراگیری این زبان ها برای تبلیغ در این منطقه مجهز و مهیا شوند. خداوند برای هر قوم و قبیله‌ای پیامبری ارسال کرده و حالا این وظیفه به گردن ماست تا ندای اسلام را به گوش جهانیان برسانیم و إن‌شاءالله که خداوند همه ما را در این امر خطیر موفق بدارد.