واژه‌نامۀ راهبردی اکوسیستم هالیو: ابزارهای مهندسی ادراک

نویسنده: مهدی منصوری‌خواه؛ مدیر مسئول فصلنامه مطالعات راهبردی کره جنوبی

در این واژه‌نامه، هر اصطلاح نه یک «تعریف خنثی»، بلکه یک «واحد عملیاتی» در فرآیند تسخیر فرهنگی و حکمرانی شناختی تلقی می‌شود. اصطلاحات در شش لایه سازمان یافته‌اند: از مفاهیم کلانی که «عینک تحلیلی» پرونده را می‌سازند، تا سازوکارهای درونی تولید، روایت، مصرف، فندوم و غایت نهایی این اکوسیستم.

لایۀ صفر: مفاهیم کلان راهبردی؛ چارچوب تحلیلی

هالیو/ موج کره‌ای:

هالیو یا موج کره‌ای اصطلاحی است که به گسترش جهانی فرهنگ عامه‌پسند کره جنوبی از موسیقی و درام تا مد و زیبایی اشاره دارد. موج کره‌ای یک برساختۀ گفتمانی است، نه یک واقعیت طبیعی. این واژه نخست در سال ۱۹۹۹ در مجلۀ جوانان پکن برای توصیف «افسون‌شدن» جوانان چینی توسط محصولات فرهنگی کره‌ای به کار رفت. انتخاب واژۀ «موج» به‌جای «نفوذ» یا «محبوبیت»، استعاره‌ای طبیعی‌سازنده است که پدیده‌ای مهندسی‌شده را به امری خودبه‌خود و غیرقابل‌مقاومت تبدیل می‌کند. در این واژه‌نامه، هالیو نام «جریان همگون‌سازی فرهنگی» است: فرآیند گسترش اثرات فرهنگی کره از یک منطقه به کل جهان.

هالیو ۴.۰ / کی‌کالچر (Hallyu4 / K-Culture )

مرحلۀ کنونی موج کره‌ای که در آن فرهنگ کره‌ای از «مصرف محتوا یا ستاره» فراتر رفته و به یک «اکوسیستم» تبدیل شده است: ترکیب محتوای فرارسانه‌ای و ترکیبی، فناوری دیجیتال (هوش مصنوعی، واقعیت توسعه‌یافته) و سبک زندگی پایدار. دولت کره «K-Culture» را به‌عنوان برند تبلیغاتی بین‌المللی رسمی «هالیو جدید» تعریف کرده است. از منظر راهبردی، این اصطلاح نشان‌دهندۀ گذار از «صادرات محصول» به «صادرات زیرساخت سبک زندگی» است.

هالیو الگوریتمی (Algorithmic Hallyu)

مفهومی که تصریح می‌کند گردش جهانی موج کره‌ای دیگر صرفاً توسط «قدرت نرم» یا «برند ملی» اداره نمی‌شود، بلکه به‌طور فزاینده‌ای توسط زیرساخت‌های الگوریتمی (سیستم‌های توصیه‌گر، دوبلۀ خودکار، آیدل‌های مولد و موتورهای شخصی‌سازی) شکل می‌گیرد. این الگوریتم‌ها نه‌تنها توزیع محصول را بازتنظیم می‌کنند، بلکه معنا و ارزش متصل به آن را نیز دگرگون می‌سازند؛ به‌گونه‌ای که «تقویت عاطفی» بر «هویت ملی» اولویت می‌یابد و اجراهای «صیقلی اما عاطفاً توخالی» تولید می‌شوند. این اصطلاح، نقطۀ اتصال مستقیم هالیو با حکمرانی شناختی و سرمایه‌داری پلتفرمی است.

قدرت نرم (Soft Power)

قدرت نرم توانایی یک کشور در اثرگذاری بر دیگران از طریق جذب و اقناع (فرهنگ، ارزش‌ها، سیاست خارجی) به‌جای اجبار یا پرداخت است. در تحلیل‌های رایج، موج کره‌ای با این مفهوم توضیح داده می‌شود: «جذب» دیگران از طریق فرهنگ و ارزش‌ها به‌جای اجبار. اما در این چارچوب، قدرت نرم به معنای «جذابیت ساده» نیست، بلکه «توانایی تغییر جهت ارادۀ جهانی بدون نیاز به اجبار» است. نقد راهبردی نشان می‌دهد که قدرت نرم موج کره‌ای چندان هم «نرم» نیست؛ زیرا نیروی بازنمودی که بر «دیگری» اعمال می‌کند، می‌تواند ماهیتی قهری داشته باشد. قدرت نرم هالیو در عمل به قدرت زیرساختی (کنترل پلتفرم، الگوریتم و استاندارد تولید) متکی است، نه صرفاً به «جذابیت». وقتی تمام جهان می‌خواهند مانند کره فکر کنند، رفتار کنند و مصرف کنند، قدرت نرم به اوج خود رسیده است.

امپریالیسم فرهنگی معکوس (Reverse Cultural Imperialism)

ایده‌ای که بر اساس آن، نفوذ فرهنگی از جوامع حاشیه (مانند کره) به مراکز قدرت فرهنگی (مانند غرب) جریان می‌یابد و سلسله‌مراتب سنتی امپریالیسم فرهنگی را معکوس می‌کند. بررسی راهبردی موج کره‌ای نشان می‌دهد این «معکوس‌شدن» سطحی است. پژوهش‌ها تأکید می‌کنند که موج کره‌ای در عمل، مکمل و تقویت‌کنندۀ نظم فرهنگی لیبرال سرمایه‌داری است، نه بدیل آن. کره در این چارچوب نقش «تولیدکنندۀ محتوای جذاب» را بازی می‌کند، در حالی که حکمرانی نهایی توزیع و زیرساخت با پلتفرم‌های غربی است.

امپریالیسم زبانی (Linguistic Imperialism)

گسترش آموزش زبان کره‌ای (از طریق مؤسسۀ سجونگ و سایر نهادها) را نه صرفاً یک «خدمت فرهنگی»، بلکه به‌عنوان نصب یک دستگاه شناختی تحلیل می‌کند: سلسله‌مراتب احترام زبانی، عادت‌های بیان عاطفه و شیوه‌های دسته‌بندی تجربه. یادگیری زبان در این چارچوب، ورود به یک «نظام تفکر» است، نه فقط ابزار ارتباط.

حکومت‌مندی الگوریتمی (Algorithmic Governance)

سازوکاری که در آن الگوریتم‌های پلتفرم (توصیه‌گر، جستجو، رتبه‌بندی) نه‌فقط «محتوای محبوب» را نشان می‌دهند، بلکه ذائقه را می‌سازند، چرخه‌های بازخورد عاطفی ایجاد می‌کنند و مرزهای «دیده‌شدن» و «معناداری» را تعیین می‌کنند. موج کره‌ای در این چارچوب نه یک «محصول فرهنگی»، بلکه یک «رژیم شناختی» است که در آن الگوریتم‌ها به‌عنوان «حکمران نامرئی» توجه و عاطفه عمل می‌کنند.

کالایی‌سازی عاطفه (Commodification of Affect)

فرآیندی که در آن احساسات انسانی (عشق، همدلی، شرم، امید) به داده‌های قابل استخراج و قابل مهندسی تبدیل می‌شوند. موج کره‌ای یک «اقتصاد توجه» تمام‌عیار است که در آن «نزدیکی عاطفی» با آیدل به یک کالای قابل خرید (آلبوم، بلیت، اشتراک پلتفرم) و یک منبع ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود.

لایۀ یکم: تولید و ساختار؛ کارخانۀ انسان و روایت

آژانس آژانس‌های سرگرمی

آژانس سرگرمی شرکتی است که مدیریت هنرمندان از جذب و آموزش تا برنامه‌ریزی فعالیت و قرارداد، را بر عهده دارد. در صنعت فرهنگی کره کمپانی یا شرکت، فراتر از یک شرکت مدیریت هنرمندان، این‌ها «کارخانه‌های مدیریت روایت» هستند. آژانس‌ها مسئول طراحی دقیق هویت هنرمند (آیدل) هستند؛ از سبک لباس گرفته تا الگوهای رفتاری و حتی میزان کالری مصرفی او، تا یک «الگوی انسانی بی‌نقص» برای مصرف جهانی تولید کنند. از منظر اقتصاد سیاسی، آژانس‌ها هنرمندان را نه به‌عنوان «کارمند»، بلکه به‌عنوان «پیمانکار مستقل» طبقه‌بندی می‌کنند تا از حداقل دستمزد و حقوق چانه‌زنی جمعی قانون کار فرار کنند.

آیدل (Idol)

آیدل به خواننده یا اجراکنندۀ جوانی در صنعت سرگرمی کره‌ای گفته می‌شود که معمولاً در گروه‌های موسیقی فعالیت می‌کند و توسط آژانس آموزش دیده و به مخاطب معرفی می‌شود. در مج کره‌ای، آیدل یک کالا نیست؛ یک «آیکون شناختی» است. آیدل تجسم تمام ارزش‌های مطلوب (زیبایی، انضباط، موفقیت و جذابیت) است که به‌عنوان یک «الگوی رفتاری استاندارد» برای مخاطب طراحی شده تا مخاطب با تقلید از او، خود را به آن استانداردهای فرهنگی نزدیک کند. آیدل همزمان کارگر عاطفی است: کسی که «صمیمیت ساختگی» تولید می‌کند و آن را به‌عنوان بخشی از محصول به طرفدار عرضه می‌کند.

سیستم کارآموزی (Trainee System)

سازوکاری در صنعت سرگرمی کره‌ای که در آن افراد جوان پس از جذب، سال‌ها تحت آموزش آواز، رقص، زبان و مدیریت تصویر قرار می‌گیرند تا برای اجرای حرفه‌ای آماده شوند. این فرآیند، «استانداردسازی نیروی انسانی فرهنگی» است. کارآموزان سال‌ها تحت آموزش استانداردشدۀ آواز، رقص، زبان، مدیریت تصویر و روابط عمومی قرار می‌گیرند، با برنامه‌هایی «به شدت یک ورزشکار نخبه» و بدون هیچ تضمینی برای موفقیت. این سیستم تضمین می‌کند که خروجی فرهنگی فاقد نقص‌های انسانی غیرقابل‌کنترل باشد و محصول نهایی کاملاً با استانداردهای بازاریابی جهانی مطابقت داشته باشد. از منظر انتقادی، این فرآیند به «کاهش تنوع خلاقانه» در ازای «بهینه‌سازی مصرفی» می‌انجامد: فرهنگ، به‌جای آنکه از خود جامعه برخیزد، از الگوریتم‌های بازار پیروی می‌کند.

لایۀ دوم: روایت و محتوا؛ ماتریس‌های انتقال ارزش

کی‌درام (K-Drama)

کی‌درام به سریال‌های تلویزیونی و استریمینگ کره‌ای گفته می‌شود که معمولاً در ژانرهای عاشقانه، درام خانوادگی، تاریخی و جنایی تولید می‌شوند و در سال‌های اخیر محبوبیت جهانی یافته‌اند. این‌ها صرفاً سریال نیستند، بلکه «ماتریس‌های انتقال ارزش» هستند. درام‌ها با استفاده از مکانیسم‌های دراماتیک، ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی کره را در قالب داستان‌های جذاب به درون ناخودآگاه مخاطب تزریق می‌کنند. در دهۀ ۲۰۲۰، کی‌درام از یک «محصول روایی» به «زیرساخت نمایش کالا» تبدیل شده است: تبلیغات غیرمستقیم در سریال‌ها، از «تاریخچۀ سیاه ناچاری برای تأمین هزینۀ تولید» به کانالی تبدیل شده که به محصولات شرکت‌های کره‌ای «در بازار جهانی حضور می‌بخشد». کارکرد راهبردی اصلی سریال، «روایت خوب کره» نیست؛ باز کردن یک «رابط دریافت» پراعتماد برای تمام خطوط محصولی بعدی است.

کی‌پاپ (K-Pop)

مخفف Korean Pop است؛ سبکی از موسیقی پاپ کره‌ای که ترکیبی از موسیقی، رقص، مد و فرهنگ تصویری مدرن را ارائه می‌دهد. ویژگی اصلی آن تمرکز همزمان بر موسیقی، اجرای زنده، رقص حرفه‌ای، استایل بصری و ارتباط قوی با طرفداران است. کی‌پاپ یک «تکنولوژی هیجان‌زایی چندحسی» است. ترکیبی از موسیقی، رقص (بصری)، مد (استایل) و تعامل دیجیتال که هدفش ایجاد یک «حالت خلسه و وابستگی عاطفی» در مخاطب است. کی‌پاپ با بهره‌گیری از مکانیسم‌های پاداش در مغز (از طریق موسیقی با ریتم دقیق، تصاویر با کنتراست بالا و روایت‌های رمانتیک) نوعی وابستگی شناختی و «ربایش شناختی» ایجاد می‌کند.

مانهوا (Manhwa)

مانهوا به کمیک‌ها و رمان‌های گرافیکی کره‌ای گفته می‌شود که در قالب‌های چاپی و دیجیتال منتشر می‌شوند و در سال‌های اخیر با اقتباس‌های سینمایی و سریالی محبوبیت جهانی یافته‌اند. مانهوا ابزاری برای «تثبیت تصورات بصری» است. مانهواها با ایجاد روایت‌های تصویری سریع و مصرفی، فضای تخیل مخاطب را تسخیر کرده و استانداردهای بصری و روایی کره را در ذهن آن‌ها تثبیت می‌کنند. مانهوا با ارائۀ روایت‌های بصری سریال‌وار، تخیل مخاطب را در چارچوب روایی کره‌ای «قاب» می‌کند و اجازه نمی‌دهد روایت از مدار معنایی طراحی‌شده خارج شود.

فن‌فیکشن (Fan Fiction) و ژانر جهان جایگزین (AU)

فن‌فیکشن متنی خیالی است که به صورت آماتور توسط طرفداران نوشته می‌شود (مثل طرفدار های بی‌تی‌اس که فن‌فیک به‌عنوان ادامه، بازنویسی یا تغییر داستان‌های اصلی می‌نویسند)در ژانر جهان جایگزین، شخصیت‌های واقعی یا خیالی در موقعیتی کاملاً متفاوت از دنیای اصلی‌شان قرار می‌گیرند.

فن‌فیکشن‌ها ابزار «مشارکت روانی مخاطب در بازتولید روایت» هستند. در ژانر AU (Alternate Universe / جهان جایگزین)، طرفدار داستانی می‌نویسد که در آن آیدل‌های واقعی در موقعیتی کاملاً متفاوت از زندگی واقعی‌شان قرار می‌گیرند. این داستان‌ها با «شیفتینگ» متفاوت‌اند؛ شیفتینگ یک تمرین ذهنی فردی برای «رفتن» به یک واقعیت مطلوب (DR) است و با «اسکریپت» انجام می‌شود، اما AU یک محصول متنی قابل اشتراک است که نویسنده برای مخاطبان خود می‌نویسد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد طرفداران غیرکره‌ای در داستان‌های AU  به‌ویژه زیرژانر محبوب «AU دانشگاهی»، چارچوب دانشگاهی آمریکایی را با نشانه‌های کره‌ای‌بودن (غذا، سطوح احترام زبانی، واژه‌های فندوم) ترکیب می‌کنند و از این راه یک «کرۀ خیالی» می‌سازند. فن‌فیکشن به مخاطب اجازه می‌دهد از یک مصرف‌کنندۀ غیرفعال به یک «تولیدکنندۀ فرعی معنا» تبدیل شود و پیوند عاطفی‌اش با فرهنگ کره را به سطحی شخصی و عمیق ببرد. در این پژوهش‌ها به چنین طرفداری «فرافرهنگی» می‌گویند: کسی که فقط مصرف‌کنندۀ منفعل نیست، بلکه ارزش‌های فرهنگی هالیو را برمی‌دارد و در بافت زندگی خودش بازچینش می‌کند.

لایۀ سوم: مصرف و سبک زندگی؛ استعمار بدن و حواس

کی‌بیوتی (K-Beauty)

کی‌بیوتی به محصولات و روتین‌های مراقبت پوست و آرایش کره‌ای گفته می‌شود که با تأکید بر پوست شفاف، لایه‌بندی محصولات و روتین‌های چندمرحله‌ای شناخته می‌شود. کی‌بیوتی یک «پروتکل بازتعریف بدن» است. این اصطلاح فراتر از محصولات آرایشی، به معنای ترویج استانداردهای بصری خاصی است که در آن بدن انسان باید بر اساس الگوهای کره‌ای (پوست شفاف، فرم صورت و…) اصلاح و بازسازی شود. از منظر راهبردی، اهمیت کی‌بیوتی در «حجم تجارت» نیست؛ در این است که معیار «چه چیزی پاکیزه است» و «چه چیزی زیبا است» را تغییر می‌دهد. وقتی کسی «مدیریت پوست» را با مراحل پوستی کره‌ای تعریف می‌کند، کره دیگر یک «کشور خارجی» نیست؛ مرجع پیش‌فرض قضاوت روزمره است.

کی‌فود (K-Food)

کی‌فود به غذاها و آیین‌های غذایی کره‌ای از کیمچی و بی‌بیم‌بپ تا باربیکیوی کره‌ای و نودل‌های فوری، گفته می‌شود که در سال‌های اخیر محبوبیت جهانی یافته‌اند. ابزار «تسخیر حواس پنج‌گانه و عادت‌های بیولوژیک»؛ با وارد کردن طعم‌ها و عادت‌های غذایی کره به رژیم غذایی جهانی، این موج در حال تغییر «تجربۀ حسی بنیادین» انسان‌هاست. کی‌فود معیار «چه چیزی خوشمزه است» را بازتعریف می‌کند و «غذای سریع» را با نودل فوری کره‌ای، و «خوراک اشتراکی» را با آیین‌های غذایی کره‌ای پیوند می‌زند.

کی‌استایل (K-Style)

کی‌استایل به سبک پوشش و مد کره‌ای گفته می‌شود که با ویژگی‌هایی مانند برش‌های گشاد، لایه‌بندی، رنگ‌های ملایم و ترکیب راحتی با شیکی شناخته می‌شود. «مهندسی هویت ظاهری»؛ استفاده از مد کره‌ای، روشی برای نمایش تعلق فرد به یک «طبقه یا فرهنگ مدرن و پیشرو» است. کی‌استایل «راحتی»، «شیکی» و «جوانی» را با برش‌ها و رنگ‌های خاص کره‌ای گره می‌زند و آن را به یک نشانگر هویتی تبدیل می‌کند.

مک‌بانگ (Mukbang)

مک‌بانگ به پخش زندۀ خوردن مقدار زیادی غذا در مقابل دوربین گفته می‌شود که در آن فرد با مخاطبان خود تعامل می‌کند. مک‌بانگ «مصرف نمایشی غذا» را به یک «تجربۀ اشتراکی» تبدیل می‌کند و پیوندی میان کی‌فود (محصول حسی) و محتوای دیجیتال (محصول تعاملی) برقرار می‌سازد. از منظر راهبردی، مک‌بانگ «غذای کره‌ای» را از یک محصول صادراتی به یک «عمل فرهنگی قابل تقلید» تبدیل می‌کند.

گودز (Goods)

گودز به محصولات جانبی مرتبط با سلبریتی، گروه موسیقی یا انیمیشن مانند آلبوم، نوراستیک، پوستر و لباس، گفته می‌شود.گودز مادۀ فیزیکی «عاطفه» است: طرفدار با خرید آن، «تعلق» خود را به یک شیء قابل لمس تبدیل می‌کند. از منظر اقتصادی، گودز حاشیۀ سود بالایی دارد و وابستگی عاطفی را به مصرف مکرر تبدیل می‌کند.

لایۀ چهارم: فندوم؛ کار عاطفی و بهره‌کشی آزاد

فندوم (Fandom)

مجموعۀ طرفداران یک گروه یا آیدل که هر فندوم نام اختصاصی خود را دارد (مثلاً فندوم بی‌تی‌اس «آرمی» نامیده می‌شود). از منظر راهبردی، فندوم نه یک «جامعۀ مصرف‌کننده»، بلکه یک «نیروی کار عاطفی سازمان‌یافته» است که تولید محتوا، تبلیغ، ترجمه و «دفاع آنلاین» را بدون دستمزد انجام می‌دهد. این همان «استثمار آزاد» است: سرمایۀ فرهنگی و عاطفی طرفداران به سرمایۀ اقتصادی برای شرکت‌های بزرگ تبدیل می‌شود، در حالی که هزینه‌های آن بر دوش خود طرفداران است.

کی‌پاپر (K-popper)

اصطلاحی کلی برای طرفداران کی‌پاپ. این واژه مرز هویتی «ما» (طرفداران) در برابر «آن‌ها» (غیرطرفداران) را می‌سازد و به‌عنوان یک نشانگر تعلق گروهی عمل می‌کند.

بایس (Bias)

بایس عضوی از گروه است که طرفدار او را «محبوب‌ترین» می‌داند؛ این ساختار زبانی، یک سلسله‌مراتب عاطفی درونی در فندوم ایجاد می‌کند که توجه طرفدار را به‌طور مداوم بین اعضای گروه توزیع و «بازتوزیع» می‌کند و چرخۀ مصرف توجه را زنده نگه می‌دارد.

سولو استن (Solo Stan)

طرفداری که فقط بر یک عضو تمرکز دارد و به بقیۀ گروه اهمیتی نمی‌دهد، بدون آنکه قصد آسیب زدن داشته باشد. این اصطلاح تنش درونی فندوم را نشان می‌دهد: رقابت بر سر «توجه محدود» طرفدار میان اعضای گروه.

آکگه (Akgae)

اصطلاح کره‌ای برای طرفدار افراطی یک عضو که معمولاً برای بالا بردن عضو موردعلاقه‌اش به دیگر اعضا حمله می‌کند، شایعه پخش می‌کند یا موفقیت آن‌ها را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. بخش اصلی معنای آکگه رفتار خصمانه علیه دیگر اعضاست. آکگه حالت افراطی سولو استن است و نشان می‌دهد چگونه ساختار فندوم می‌تواند خشونت درونی تولید کند و انرژی عاطفی طرفدار را به سمت «دشمن‌سازی» درون‌گروهی هدایت کند.

ساسنگ (Sasaeng)

طرفدار وسواسی و افراطی که حریم خصوصی آیدل را نقض می‌کند: تعقیب، رفتن به خوابگاه، خرید بلیت صندلی کناری و آزار مداوم. از منظر امنیت فردی و روانی، ساسنگ نشان‌دهندۀ مرز فروپاشیدۀ میان «عشق طرفدار» و «آسیب روانی» است و پتانسیل خشونت ساختاری نهفته در منطق «نزدیکی عاطفی» هالیو را آشکار می‌کند.

دلولو (Delulu)

اصطلاحی خودانتقادی در فندوم برای توصیف باورهای غیرواقعی دربارۀ رابطۀ نزدیک با آیدل. دلولو شکل عامیانه delusional است و در فندوم به‌صورت شوخی برای خیال‌پردازی افراطی درباره آیدل به کار می‌رود؛ مثل باور به اینکه آیدل حتماً رابطه شخصی با تو دارد. این شوخی نباید به عادی‌سازی نقض حریم خصوصی تبدیل شود. این اصطلاح مرز میان «فانتزی پذیرفته‌شده» و «توهم آسیب‌زا» را نشان می‌دهد و پرسشی راهبردی ایجاد می‌کند: کدام بخش از «نزدیکی عاطفی» ساخته‌شده توسط هالیو، «سالم» و کدام «آسیب‌زا» است؟

فن‌سرویس (Fan Service)

. رفتارهای عامدانۀ آیدل (چشمک، لبخند، حرکات خاص) برای جلب توجه و رضایت طرفدار؛ لحظه‌ها یا محتوایی که برای سرگرم‌کردن طرفداران ارائه می‌شود. این اصطلاح «کار عاطفی» آیدل را آشکار می‌کند: آیدل نه‌فقط «هنرمند»، بلکه کارگری است که «صمیمیت ساختگی» تولید می‌کند و آن را به‌عنوان بخشی از «محصول» به طرفدار عرضه می‌کند.

فن‌ساین

رویداد ملاقات حضوری با آیدل که معمولاً از طریق قرعه‌کشی خرید آلبوم انتخاب می‌شود. از منظر اقتصادی، فن‌ساین یک «بازار دسترسی» است: «زمان حضوری» آیدل به یک کالای کمیاب تبدیل می‌شود که برای دستیابی به آن، طرفدار باید مکرراً آلبوم بخرد. این سازوکار مصرف تکراری را با پاداش عاطفی نادر پیوند می‌زند.

فن‌کم (Fancam)

ویدئویی که توسط طرفدار از اجرای یک عضو خاص گرفته می‌شود و کل صحنه را روی او متمرکز می‌کند. فن‌کم «کار تصویری بدون دستمزد» فندوم است که می‌تواند یک عضو را «وایرال» کند و ارزش تجاری او را به‌طور ناگهانی افزایش دهد. این ابزار قدرت فندوم در «ساختن ستاره» را نشان می‌دهد، در حالی که منافع اقتصادی آن به آژانس و پلتفرم می‌رسد.

پروسیومر(Prosumer)

ترکیبی از «producer» و «consumer»؛ مصرف‌کننده‌ای که در تولید نیز مشارکت می‌کند. در بافت هالیو، پروسیومر کارگر بدون دستمزدی است که محتوا تولید می‌کند، ترجمه می‌کند، تبلیغ می‌کند و «ارزش برند» را افزایش می‌دهد، بدون آنکه سهمی از سود اقتصادی آن داشته باشد.

لایۀ پنجم: شهروند جهانی کره‌ای

شهروند جهانی کره‌ای:

غایت نهایی اکوسیستم موج کره‌ای. فردی که هویت ملی خود را با «ارزش‌ها، الگوهای مصرف و استانداردهای زیبایی کره» ترکیب یا جایگزین کرده است و به‌عنوان یک بازتولیدکننده و مصرف‌کنندۀ وفادار این فرهنگ در سطح جهان عمل می‌کند. این شهروند کسی است که زمان فراغت خود را در چارچوب‌های فرهنگی کره مدیریت می‌کند، استانداردهای زیبایی و مصرف خود را از مدل‌های کره‌ای می‌گیرد، و از همه مهم‌تر، «جهان‌بینی و منطق رفتاری» خود را از طریق روایت‌های کره‌ای می‌آموزد. این شهروندی یک شهروندی غیرسیاسی‌شده و مبتنی بر مصرف و عاطفه است: به انسان حس «جهانی‌بودن» می‌دهد، اما محتوای هنجاری «جهانی» را بی‌صدا به جهان‌شمولی سبک زندگی و نظام معنایی کره تبدیل می‌کند.

جمع‌بندی: اصطلاحات به‌مثابۀ «نقشۀ قدرت»

آنچه این اصطلاحات را به یک مجموعۀ منسجم تبدیل می‌کند، پیوند آن‌ها با یک منطق واحد است: موج کره‌ای یک «زنجیرۀ ارزش عاطفی» است که در آن هر اصطلاح به یک گره مشخص در فرآیند تبدیل «توجه» به «وابستگی» و «وابستگی» به «ارزش اقتصادی و نفوذ هنجاری» اشاره دارد. از «بایس» (توزیع توجه) تا «سولواستن» و «آکگه» (تنش درونی و خشونت عاطفی)، از «فن‌سرویس» و «فن‌ساین» (تولید و فروش صمیمیت ساختگی)، تا «پروشومر» و «فن‌کم» (کار بدون دستمزد فندوم)، و از «هالیو الگوریتمی» تا «حکومت‌مندی الگوریتمی» (زیرساخت فنی حکمرانی شناختی)؛ همگی به یک «رژیم حکمرانی عاطفی و شناختی» اشاره دارند که در آن فرهنگ به یک «کالای استراتژیک» و طرفدار به یک «کارگر شناختی بدون دستمزد» تبدیل می‌شود. این واژه‌نامه، نقشۀ همین قدرت است.