نویسنده: سرکار خانم حیدری، مدرس سواد رسانه‌ای و سردبیر فصلنامه مطالعات راهبردی کره جنوبی

گروه بی تی اس در ۲۱ فوریه ۲۰۲۰ چهارمین آلبوم استودیویی خود با عنوان نقشه روح را منتشر کرد. تک‌آهنگ اصلی این آلبوم موزیک ویدئو ON، در دو نسخۀ تصویری متفاوت عرضه شد. نسخه‌ی اول بر رقص و اجرای گروه متمرکز بود و نسخه‌ی دوم که در فوریه ۲۰۲۰ منتشر شد و موضوع این پژوهش است، موزیک ویدئوی رسمی «ON» نام دارد که رویکردی سینمایی و روایی دارد.

تهیه‌کننده اثر، کمپانی هایپ و شرکت تولیدی اثر «فرینجوی» میباشد. این ویدئو تنها ۱ ساعت و ۵ دقیقه پس از انتشار به مرز ۱۰ میلیون بازدید رسید که رکورد جدیدی برای هنرمندان کره‌ای در آن زمان محسوب می‌شد. تاکنون، تعداد کل بازدیدهای این موزیک ویدئو در یوتیوب به حدود ۳۴۹ میلیون بار رسیده است. این اثر با وارونه سازی نمادها سعی دارد معنای جدیدی در ذهن مخاطب بسازد، معنایی که “انسان به عنوان یک نیروی خود محور” سبب تغییر و تحول می‌شود. منجی ای که برای نجات دادن دیگران نیازی به قدرت برتر و الهی ندارد.

میدان نبرد و کبوتر زخمی

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

در سکانس نخست دشتی وسیع نمایش داده میشود که با اجساد انسان هایی که تیر خورده اند و روی زمین افتاده اند بیانگر فضای شکست میباشد. جین در میان اجساد روی زمین می نشیند و کبوتر سفیدی را می‌بیند که با تیری به زمین دوخته شده است. صورت او حالت ناراحت و نگران را نشان می‌دهد و به آسمان نگاه می‌کند.

تصویر کبوتر سفید تیر خورده یادآور نماد «صلح مجروح» در آثار هنری جنگ‌های جهانی است. در سنت کتاب مقدس، کبوتر سفید نماد روح‌القدس [1] و همچنین نماد صلح و رهایی است [2]. در اینجا تیر بر پیکر کبوتر، نشان‌دهنده‌ی کشته شدن معصومیت و صلح در جهان خشن است.

در این سکانس، کبوتر برعکس داستان اصلی کتاب مقدس تصویر شده است. در داستان نوح ع کبوتر زنده است و خبر از نجات می‌دهد اما اینجا کبوتر زخمی شده و در حال مرگ است و این یعنی امید و صلح در این جهان زخمی شده‌ است.

کمپانی در بیانیۀ رسمی خود اعلام داشته که این ویدئو تعهد گروه را برای پذیرش مسیر مقدر شده به عنوان سرنوشت و ادامه دادن مسیر بدون توجه به « موانع » را نشان می‌دهد.

کارگردان با این سکانس می‌خواهد به مخاطب بگوید: «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که امید و صلح زخمی شده  است اما این پایان راه نیست. اگر تسلیم نشویم و از آنچه برایمان ارزش دارد مراقبت کنیم همان امید دوباره زنده می شود. همان طور که کبوتر نوح خبر از پایان طوفان و شروع زندگی دوباره داد، این کبوتر نیز در پایان ویدئو خبر از رهایی و شروع تازه می‌دهد.»

این برداشت سطحی و پیش پا افتاده از اولین نماد کتاب مقدس است که بیانۀ کمپانی سعی دارد آن را بیان کند تا از اتهامات کمی فاصله بگیرد. زیرا شروع داستان با نمادی از سنت مسیحی، نشان دهندۀ تلاش کارگردان در پوشاندن مفاهیم مخرب مدنظر خویش در غالب نمادهای دینی است، وی بجای استفاده از نمادهای هنری، عمدا از نمادهای دینی استفاده کرده است.

فرار با دست‌های بسته

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

سپس در موزیک ویدئو ON می بینیم که جونگکوک در دشتی بزرگ با دست های بسته در حال فرار کردن است. دست‌های بستۀ نشانۀ اسارت است اما نکته مهم این است که او با وجود دست‌های بسته در حال دویدن است. این پارادوکس بصری بیانگر «مبارزه کردن با مشکلات با وجود محدودیت هاست» است، همان “مضمون اصلی آهنگ” که سازنده قصد دارد در سکانس اول آن را انتقال دهد.

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

دیوارهای بلند که در حین فرار جونگکوک نشان داده می‌شود بیانگر کهن‌الگوی «مرز» است. دیوار هم می‌تواند نماد محافظت (دیوار شهر در برابر مهاجمان) و هم نماد حبس (جدایی از بیرون) باشد.

این دیوار را می‌توان با «دیوار سرخ» در تمثیل «آنهایی که از اوملاس دور می‌شوند» اثر «آرسولا کی. لو گویین» مقایسه کرد که شهر خوشبخت اوملاس را از رنج بنیادین جدا می‌کند.

ترکیب‌بندی کادر، جونگکوک را در یک‌سوم پایین و چپ تصویر قرار می‌دهد، فضای زیادی از کادر «خالی» است تا احساس کوچکی و درماندگی را منتقل کند. خطوط فرار (خطوط موازی که به عمق تصویر می‌روند) بیننده را به سوی دیوار هدایت می‌کنند.

خطوط موازی که از دو طرف تصویر به سمت عمق می‌روند (که به آنها خطوط فرار گفته میشود)، چشم بیننده را به سمت دیوار عظیم انتهای تصویر هدایت می‌کنند. دیوار همان مانعی است که شخصیت باید آن را نابود کند تا آزاد شود.

در جهان موزیک ویدئو ON، نجات از بالا نمی‌آید. نه خدا، نه کلیسا و نه هیچ نیروی آسمانی قرار نیست کمکی بکند. قهرمان تنهاست و باید خودش از دیوار عبور کند.

جیمین در کنار پسر طاس و انباشت طبل‌ها

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

این سکانس بلافاصله پس از نمای دویدن جونگکوک با دست‌های بسته میاید. سکانس قبل (جونگکوک) اسارت فیزیکی را با دویدن در حالی که دستانش بسته است به تصویر می‌کشید؛ اما جیمین در این نما برای نخستین بار، اسارت ذهنی و روانی را نشان می‌دهد که با این قست از متن شعر کامل میشد: «من نمی‌توانم درک کنم مردم چه می‌گویند».

دوربین با نمای متوسط جیمین را در حال خواندن نشان می‌دهد. حالات چهرۀ جیمین درهم است و کنارش در همان کادر پسر نوجوانی با سری کاملاً تراشیده نشسته است. این پسر بر روی کاپوت یک ماشین قدیمی تکیه زده. در دستان او یک طبل کوچک قرار دارد، اما نکته‌ی مهم این است که او اصلاً طبل نمی‌زند. فقط طبل را روی دستش گرفته و به نقطه‌ای دیگر خیره شده است. در سمت دیگر تصویر، چندین طبل دیگر به صورت انباشته شده روی هم دیده می‌شوند. هیچ تماس چشمی یا ارتباط حرکتی میان جیمین و پسر طاس برقرار نیست؛ هر کدام در جهان خود گرفتار شده‌اند.

تحلیل نماد پسر طاس و طبل‌ها

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

پسر طاس با طبل در دست، یکی از ارجاعات میان‌متنی موزیک ویدئو ON را شکل می‌دهد. این تصویر به سرود مشهور کریسمس «طبل‌زن کوچک» اشاره دارد که توسط «کاترین کنیکوت دیویس» ساخته شد.

در آن سرود، پسری فقیرکه هیچ هدیه‌ای جز نواختن طبل خود برای تقدیم به مسیحِ کودک ندارد با خلوص نیت، بهترین صدایی که می‌تواند تولید کند را به عنوان هدیه تقدیم می‌کند.

اما در موزیک ویدئو ON، این تصویر به شکلی تراژیک واژگون شده است.

در سرود اصلی، طبل نزد مسیح (نماد رستگاری و معنویت) تقدیم می‌شود. در اینجا، پسر طبل را در دست دارد اما نمی‌زند یعنی صدایی تولید نمی‌کند. طبل او خاموش است. این سکوت، گویاتر از هر صدایی است.

«چیزی که مردم می‌گویند»  همان عبارتی که جیمین از درک آن عاجز است و به جای اینکه صدایی آزاردهنده باشد به «سکوت» تبدیل شده است.

طاس بودن این پسر نیز بی‌معنا نیست. در برابر موهای بلند و آراسته‌ی اعضا که نماد فردیت و شخصیت متمایز است، سر تراشیده دلالت بر فقدان فردیت و تهی بودن از «خود» اصیل دارد. پسر طاس می‌تواند هر کسی باشد و هیچ کس. او نماینده‌ی «توده‌ی بی‌چهره» است یعنی کسانی که قادر به تولید صدا (چه معنادار و چه بی‌معنا) نیستند.

نکتۀ دیگر این سکانس، انباشت طبل‌ها در گوشه‌ی تصویر است. طبل‌های اضافی که روی هم انباشته شده‌اند، این انباشت نماد « وفور بی‌معنایی و پوچی» است یعنی ما به اندازه‌ی کافی «ابزار» برای تولید صدا و معنا داریم (طبل‌های فراوان)، اما هیچ کس از آنها استفاده نمی‌کند. این نقدی است بر جامعه‌ی مصرفی که اشیاء و ابزارها را انباشته می‌کند بدون آن که کارکرد واقعی آنها را به کار گیرد.

صلیب و دختر چشم‌ بسته

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

تهیونگ، در دشتی بیابانی به حالت درازکش روی زمین قرار گرفته و دست‌هایش را به شکل صلیب باز کرده است در کنار او، دختر جوانی نشسته که چشم‌بندی بر چشم‌ دارد. پس از لحظاتی، تهیونگ چشمان خود را باز می‌کند و به سمت دختر برمی‌گردد.

نخستین چیزی که در این سکانس نظر بیننده را جلب می‌کند، حالت درازکش تهیونگ با دست‌های باز است. این حالت تصویر مصلوب حضرت مسیح ع را در ذهن تداعی می‌کند. بر اساس گزارش شوبیز چیت‌شیت، «تهیونگ در دشتی دراز کشیده با دست‌هایی که مانند صلیب باز شده‌اند و این مستقیماً به مصائب مسیح اشاره دارد».[3]در سنت مسیحی، مرگ حضرت عیسی بر صلیب به عنوان «فدیه‌ای برای گناهان انسان» تفسیر می‌شود(یعنی کسی رنج می‌کشد تا دیگران نجات یابند).

در این سکانس، تهیونگ با این حالت نمادین در جایگاه یک شخصیت فداکار و رنج‌کشیده قرار می‌گیرد. برای اینکه دیگری ببیند، خودش می‌ماند و رنج می‌کشد. او دراز کشیده، روی زمین خشک و بی‌آب قرار دارد و در نهایت (در سکانسهای بعدی) با کمک او دختر چشم‌بسته میتواند به معرفت که همان دیدن و رسیدن حقیقت است برسد.

غرب در نقش نیازمندِ نجات

در ساختار روایی موزیک ویدئو ON، دختر چشم‌بسته نمادکسی است که حقیقت را نمی‌بیند. او نشسته و منتظر است تا «نجات‌دهنده» (تهیونگ) بیاید و چشم‌بند را از چشمانش بردارد. انتخاب یک دختر با تیپ غربی برای این نقش نشان می دهد که غرب در وضعیت «نابینایی» و «نیازمندی» قرار دارد.

غربِ مسیحی دیگر نمی‌تواند خود را نجات دهد و در مقابل، تهیونگ که یک فرد شرقی است چشم‌بند را بر میدارد و دست دختر را می‌گیرد. بنابراین شرق در موقعیت «کسی که حقیقت را می‌بیند» و «کسی که می‌تواند نجات دهد» قرار می‌گیرد.

این وارونه‌سازی کامل سنت مسیحی- غربی است. در مسیحیت، نجات از خاورمیانه (بیت‌لحم ، اورشلیم) به غرب می‌رسد اما در اینجا نجات از شرق دور به غرب میرسد بنابراین مرکز ثقل نجات از خاورمیانه به شرق آسیا منتقل شده است و اعضای بی تی اس به عنوان نمایندگان فرهنگ شرق آسیا چشم‌بند ( از بین بردن اسارت و تاریکی ) را برمیدارند.

دختر چشم‌بسته ارجاع به تمثیل «اوملاس»

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

دختر چشم‌بسته یکی از شخصیت‌های نمادین موزیک ویدئو ON است. منابع متعدد، از جمله «رولینگ استون ایندیا» و «ممبئی میرور»، ریشه‌ی این نماد را در تمثیل فلسفی مشهوری به نام «آنهایی که از اوملاس دور می‌شوند» می‌دانند. این داستان کوتاه در سال ۱۹۷۳ توسط «آرسولا کی. لو گویین» نویسندۀ آمریکایی نگاشته شده‌است.[4]

دختری که چشم‌بند دارد، نماد کسی است که حقیقت را نمی‌بیند. او در شهری مانند اوملاس زندگی می‌کند ظاهراً همه چیز خوب است، اما حقیقت تلخی پشت صحنه وجود دارد. چشم‌بند او !

یعنی کسی به او نگفته، یا از او پنهان کرده‌اند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. تهیونگ با برداشتن چشم‌بند در سکانس های بعدی، کاری را می‌کند که «آنهایی که از اوملاس دور می‌شوند» انجام می‌دهند. یعنی تهیونگ حقیقت را می‌بیند و به دیگری نشان می‌دهد. اما تفاوت مهم اینجاست، در داستان «لو گویین»، مردم خودشان تصمیم می‌گیرند که چشمشان را باز کنند یا به روی حقیقت ببندند. اما در این سکانس، دختر به تنهایی نمیتواند چشم‌بند را بردارد و به کمک تهیونگ نیاز دارد. یعنی گاهی برای دیدن حقیقت، به کسی نیاز داریم که بیاید و چشم‌بند را از چشمانمان بردارد.

چیزی که در هر دو داستان از جهت مفهومی مشترک است، این است که «حقیقت را ببین و در دروغ زندگی نکن».

اوملاس می‌گوید: «حقیقت را ببین و فرار کن»  و بی تی اس در «ON» می‌گوید: «حقیقت را ببین و برگرد تا آن را تغییر دهی»

این همان جهان‌بینی مشرکانه‌ی اثر است زیرا نجات از بالا نمی‌آید، خود انسان‌ها باید جمع شوند و با دست خودشان سرنوشتشان را تغییر دهند و آزاد شوند. (در سکانس باز شدن چشم بیشتر توضیح داده می شود)

کشتی به گل نشسته  ارجاع به داستان حضرت نوح ع

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

” آر ام ” در فضایی بیابانی در مقابل یک کشتی چوبی بزرگ ایستاده است. به نظر می‌رسد کشتی سال‌ها در بیابان رها شده و حیوانات بصورت جفت های مختلف دور تا دور کشتی دیده می‌شوند.

این سکانس قوی‌ترین ارجاع میان‌متنی موزیک ویدئو ON به داستان کشتی حضرت نوح ع است. در داستان حضرت نوح، کشتی نماد « نجات الهی» و «رستگاری از طریق ایمان به خدا» است. نوح پیامبر خداست و نجات از بالا می‌آید. رولینگ استون ایندیا در تحلیل خود می‌نویسد: « آر ام در مقابل یک کشتی قدیمی به گل نشسته که توسط جفت‌جفت حیوانات احاطه شده است و این ارجاعی آشکار به داستان کشتی حضرت نوح است اما نکته‌ای که ویدئو کلیپ بدان اشاره نمی‌کند، همین «به گل نشستن» و حرکت نکردن است که این نحوه تصویرسازی از کشتی نوح ع محتوای ناکامی کشتی نوح ( به عنوان یک داستان دینی معروف جهانی ) را به مخاطب منتقل میکند.

در این سکانس، آر ام نقش «نوحِ جدید» را بازی می‌کند اما نه نوحی که مطیع فرمان خداست. آر ام نوحی است که وعده‌ی قدیمی را پشت سر گذاشته و راهی برای خود ساخته است. آر ام در اینجا نماد «رهبری است که دیگر به وعده‌های قدیمی امید ندارد» او در مقابل کشتی شکست‌خورده ایستاده، نه برای اینکه منتظر معجزه باشد، بلکه برای اینکه بداند آن راه بسته شده و باید راه تازه‌ای ساخت.

آر ام در این سکانس نماد رهبری است که دیگر منتظر نجات از بالا نیست و خودش تلاش میکند تا نقش منجی را ایفا کند.

بی تی اس در این موزیک ویدئو خود را گروهی معرفی کرده که نه به عنوان ” نجات دهندگانی از طرف خدا”، بلکه به عنوان “نجات‌دهندگان زمینی و اومانیستی” که با اتکا به قدرت خود و بدون مفهوم خداوند، دیگران را به سوی آزادی هدایت می‌کنند!

یعنی آنچه پیامبران قبلا وعده دادند و عوامل مختلفی مانع عملی شدن آن وعده ها شد، این بار توسط پیامبران جدید یعنی خود انسان‌ها با همبستگی جمعی محقق می‌شود.

سکانس آر ام و کشتی نوح در اثر یک هدف مشخص دارد که می‍‌گوید: پیامبران قبلی (نوح، موسی، مسیح ع و…) وعده دادند اما وعده‌ی آنها محقق نشد و کشتی نجات در بیابان خشک شده است و ناکامی به بار امده است.

در بخش دیگر، آر ام آهنگی میخواندکه به فلسفه‌ی نیچه اشاره دارد. او میگوید: «اگر می‌خواهی دیوانه‌ات نکنند، دیوانه باش» و سپس جین در صحنۀ بعدی در حالی دیده میشود که یک کشتی چوبی کوچک را در آغوش گرفته است.

این سکانس وقتی در کنار سایر بخش ها و نمادهای داستان قرار می گیرد بیانگر این است که «وعده‌ی نجات الهی محقق نشده» زیرا کشتی نجات در بیابانی برهوت به گل نشسته و همچنین در آغاز ویدئو جونکوک در اسارت میباشد و بعد از این سکانس هم جیمین قفس هایی دارد که نشان دهندۀ وعده‌ای است که محقق نشده است.

صحنۀ جیمین هم زمان با این بخش نشان داده می شود تا تداعی معنی بهتری صورت بگیرد در نهایت اگر نجاتی هم درکار باشد، خود انسان باید آن را بسازد و ایمان به غیر انسان فایده ای ندارد، بلکه با کنش جمعی و قدرت خویشتن، نجات و رهایی و رسیدن به قله محقق می‌شود (محوریت باید اومانیسم باشد)

قفس‌های خالی نماد فقدان مطلق

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

در یکی از سکانس های میانی موزیک ویدئو ON، جین در اتاقی ایستاده که چندین قفس پرنده در آن قرار دارد. تمام قفس‌ها خالی هستند و جین یکی از آنها را در آغوش گرفته است.

این یعنی هیچ پرنده‌ای در کار نیست که نیاز به محافظت داشته باشد و یعنی همه‌ی پرندگان قبلاً از دست رفته‌اند. قفس خالی نماد وعده‌ای است که محقق نشده، خانه‌ای است که ساکن ندارد و امیدی است که به جایی نرسیده است.

در سنت ادبی و اسطوره‌ای، قفس خالی نشانه ی غم و ناراحتی است. شاعرانی مانند امیلی دیکنسون از قفس خالی برای نشان دادن «آزادی که دیر رسیده» استفاده کرده‌اند. در اینجا، اتاق پر از قفس‌های خالی یعنی روزگاری پرندگانی در این قفس‌ها بوده‌اند اما حالا رفته‌اند و هیچ اثری از آنها نیست.[5]

جین قفس را بغل می‌کند نه چون چیزی در آن هست بلکه چون امیدوار است روزی چیزی در آن باشد. این تصویر « نگهبانِ در انتظار» را نشان می‌دهد. کسی که جای خالی را می‌بیند و به جای ناامید شدن برای روزی که دوباره پر شود آن را حفظ می‌کند.[6] نجات و رهایی ای که به دست آید.

اشاره به نیچه و ارتباط آن با کشتی نوح

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

شعری که آر ام در این سکانس می‌خواند: « اگر می‌خواهی دیوانه‌ات نکنن، دیوانه باش » اشاره مستقیم به یکی از مشهورترین جملات نیچه، دارد.

نیچه معتقد بود که جامعه همیشه کسانی را که از هنجارها و قواعد رایج خارج می‌شوند «دیوانه» خطاب می‌کند. اما اگر قرار است انسان به خاطر متفاوت بودن طرد شود، بهتر است خودش آن «دیوانگی» را بپذیر و به راهش ادامه دهد، حتی اگر دیگران او را درک نکنند.

ارتباط کشتی نوح و جملۀ نیچه در این است که در زمان حضرت نوح ع بابت ساخت کشتی به ایشان دیوانه میگفتند و مشرکان به او می‌خندیدند و مسخره ‌می‌کردند که چرا در بیابان کشتی می‌سازی در حالی که هیچ بارانی نمی‌بارد.

در اینجا هرچند بعلت دیدگاه ناقص موزیک ویدئو، حضرت نوح ع در جایگاه حقیقی پیامبر خدا معرفی نمیشود اما دیوانگی ای که مشرکان به حضرت نوح  ع نسبت داده اند مورد استفاده قرار گرفته و با سخن نیچه عجین شده تا این مفهوم ساخته شود که: حضرت نوح ع با اینکه دیوانه قلمداد می شد اما مقاومت کرد و برای هدفش تلاش کرد در حالی که می‌توانست تسلیم شود و بگوید «حق با آنهاست و من دیوانه‌ام». بنابر این تلاش او قابل تحسین است، هر چند طبق تصویرسازی این موزیک ویدئو حضرت نوح ع در نهایت ناکام ماند.

شعر نیچه می‌گوید: « دیوانه باش » و این یعنی به راه خودت ادامه بده، حتی اگر دیگران تو را مسخره‌ کنند.

« امیدت را رها نکن » یعنی حتی اگر همه چیز از کار افتاده باشد، هنوز چیزی هست که ارزش نگه داشتن داشته باشد.

پیام این بخش از موزیک ویدئو ON این است که: رهایی از جایی شروع می‌شود که انسان بپذیرد که راه‌های قدیمی بسته شده‌اند و انسان باید با «دیوانگی» خودش راه جدیدی بسازد.

همان طور که حضرت نوح در زمان خود دیوانه خوانده شد اما به راهش ادامه داد، انسان امروزی هم اگر به رویاهایش ایمان داشته باشد و کشتی کوچک امیدش را رها نکند، سرانجام به قله خواهد رسید، همان قله‌ای که در پایان ویدئو اعضا از آن بالا می‌روند.

این سکانس در کنار تصویر قفس های جین کاملا پیام اومانیستی اثر را هویدا می‌کند. جایی که خدا و پیامبرانش عملا فایده‌ای برای انسان نداشته اند بلکه این خود انسان است که با نگاه اومانیستی خودش و پیوند با تعالیم غیرالهی میتواند به موفقیت برسد.

منظور از «دیوانگی» در آثار بی تی اس

قبل از هر چیز باید ببینیم خود بی تی اس از این «دیوانگی» چه منظوری دارد؟

در این اثر دیوانگی هر فرد به ظهور سایه‌اش (بخش سرکوب شده شخصیتش) اشاره دارد، آن بخش از وجود انسان که سرکوب شده و در ناخودآگاه پنهان است. به عبارت دیگر «دیوانگی» در اینجا به معنای « رها کردن نقاب » و « رویارویی با سایه » است.

در نگاه بی تی اس، « دیوانگی » ریشه در پذیرش « سایه » دارد، نه نفی آن.

بر اساس گزارش بیلبورد، آلبوم «نقشۀ روح» تحت تأثیر روان‌شناسی یونگ ساخته شده است. در” نقشه روح”،  پذیرش مسئولیت یعنی دیدن تمام جنبه‌های وجودی شخص، حتی زشت‌هایش.

این مفهوم یونگی یعنی اگر کسی بخش سایه شخصیت فردی اش (یعنی بخش های مخالف هنجارهای دینی یا اجتماعی یا عرف جامعه یا… که افراد معمولا سعی دارند آنها را پنهان کنند)  را سرکوب کند، دیر یا زود آن بخش سایه  تمام شخصیت فرد را تحت تصاحب خودش قرار میدهد؛ اما اگر فرد به استقبال بخش سایه شخصیت اش برود حتی اگر در نگاه دیگران «دیوانه» به نظر برسد، این مطلوب بوده و همان حرکت به سمت کمال شخصیتی فرد قلمداد میشود!

وقتی بی تی اس دائماً در آثار خود مفاهیمی مثل «خودت باش»، «دیوانه باش»، «قوانین را بشکن»، «هیچ چارچوبی تو را محدود نکند» و…. را تکرار میکند، این شعارها در نگاه اول آزادی‌بخش به نظر می‌رسند. اما مسئله اینجاست که اگر هیچ چارچوب اخلاقی یا عرفی یا دینی وجود نداشته باشد، پس مرز «دیوانگی خوب» و «دیوانگی بد» چگونه تعیین میشود؟ وقتی گفته میشود «هیچ قانونی را قبول نکن، خودت باش، هر کاری دلت خواست بکن» و… بدون اینکه مشخص شود «خودت بودن» یعنی چه ؟ و چه حد و حدودی دارد؟  این یعنی گوینده این شعارهای زیبا در عمل دارد به هر نوع خودخواهی، هر نوع منیت، و هر نوع بی‌بندوباری مجوز میدهد.

اگر «دیوانگی» فقط به معنای «شکستن هنجارهای ظالمانه» معنا میشد، این نگاه قابل قبول بود اما وقتی هیچ معیاری برای تشخیص «ظلم» از «عدالت» وجود نداشته باشد، «دیوانگی» تبدیل می‌شود به عامل توجیه هر رفتاری.

حتی کسی هم که به دیگران ظلم می‌کند می‌تواند بگوید « من فقط خودم هستم، من دیوانه‌ام، من قرار نیست در چارچوب تو ( یا هر هنجار اجتماعی یا عرفی یا دینی و… ) باشم »

این اثر مدام از « ما شدن » و « با هم بون » حرف می‌زند، یعنی اعضای بی تی اس رقص جمعی می‌کنند، با هم به قله می‌رسند، با هم شمع روشن می‌کنند و… اما نکته آنجاست که همین « با هم بودن » هم خودش یک چارچوب و محدودیت است. به بیان دیگر همین « با هم بودن » یعنی هر فردی نمی‌تواند هر کاری دلش خواست بکند، چون باید به دیگران هم توجه داشته باشد.

منیت و خود محوری در قالب دیوانگی

در محتوای موزیک ویدئو ON وقتی به مخاطب گفته میشود: « هیچ قانونی را قبول نکن و فقط خودت باش » نتیجه‌اش میشود: “خودمحوری مطلق و منیت بی‌مرز” ؛ یعنی هرکس خودش را مرکز جهان می‌بیند و برای دیگران ارزشی قائل نیست.

جهان‌بینی بی تی اس در ظاهر جذاب و دارای شعارهای زیبا است اما در عمل، عمیقاً مشکل‌دار میشود.

وقتی می‌گویند «خودت باش» اما نمی‌گویند این « خودت » خوب است یا بد و یا وقتی می‌گویند « دیوانه باش» اما نمی‌گویند کدام دیوانگی رهایی‌بخش است و کدام ویرانگر؟ و یا وقتی می‌گویند « هیچ قانونی را قبول نکن » اما خودشان قانون « با هم بودن » را تحمل می‌کنند! این دوگانگی ها در شعار و عمل شاید برای هواداران خوشایند باشد ( چون هر کس می‌تواند هر معنایی که خودش می‌خواهد را از آن برداشت کند) اما این جهان‌بینی نه یک راه رهایی، که یک راه فرار از پاسخگویی است.

درختان سوخته، کلاغ و جسدی که خورده می‌شود

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

در میانه‌ی موزیک ویدئو ON، شوگا در حال خواندن شعر است. در این لحظه، دوربین دشتی خشک و بی‌آب‌وعلف را نشان می‌دهد. درختانی در این دشت دیده می‌شوند که از بین رفته‌اند و فقط تنه‌های خشک و سوخته‌ی آنها باقی مانده است. در کنار یکی از این درختان، جسمی شبیه به جسد انسان روی زمین افتاده و یک کلاغ سیاه روی آن نشسته و در حال نوک زدن به آن است.

شوگا در این قسمت بدون  اینکه اشاره ای به چگونگی رسیدن به موفقیت می‌گوید: « درد رو بیار، دیگه نمیترسم، چون حالا دیگه راهمو بلدم»

تا پیش از این لحظه، شخصیت‌ها در حال تلاش و سرگشتگی بودند. جونگکوک با دست‌های بسته می‌دوید، جیمین از درک صدای مردم عاجز بود و پسر طاس طبلش را نمی نواخت و آر ام در کنار کشتی نوح ناکام بود، اما شوگا اینجا اعلام می‌کند که “دیگر نمی‌ترسد” نه به این معنا که درد از بین رفته، بلکه به این معنا که راهش را پیدا کرده است. درد هنوز هست، اما شوگا میگوید: حالا می‌دانم کجا میروم و برای چه میجنگم.

درختان سوخته  نماد سرزمین هرز

تصویر درختانی که از بین رفته‌اند و فقط تنه‌های خشکشان باقی مانده یکی از کهن‌ترین نمادها در ادبیات و اسطوره‌شناسی است. به این تصویر در سنت فرهنگی « سرزمین هرز » می‌گویند، سرزمینی که زمانی سرسبز و پر از زندگی بود اما حالا خشک و بی‌جان شده. این تصویر در شعر حماسی « سرزمین هرز »  تی.اس. الیوت به اوج خود رسیده، جایی که اروپای پس از جنگ جهانی اول به بیابانی خشک و بی‌ثمر تشبیه شده بود.

در موزیک ویدئو ON درختان سوخته نماد جامعه‌ای است که زندگی و امید از آن رخت بربسته. این درختان روزگاری زنده بودند و میوه می‌دادند اما حالا جز تنه‌های خشک چیزی از آنها باقی نمانده است.

این تصویر نقدی است بر جهانی که ارزش‌هایش از بین رفته، امیدش خشکیده و معنایی در آن جریان ندارد. همان جهانی که در سکانس‌های قبل با دیوار بزرگ و کشتی به گل نشسته نشان داده شده بود.

این تصاویر میخواهد نشان دهد که جهان در چه وضعیت وحشتناکی است، درختان مرده اند، اجساد در حال خورده شدن هستند و مرگ همه جا را فرا گرفته اما در عین حال شوگا می‌گوید: « دیگه نمی‌ترسم » و « راهمو بلدم »

این یعنی قهرمان دیگر برای تغییر جهان منتظرکسی یا چیزی نمی‌ماند. یعنی در جهانی که انسان به این کشف از ” خود ” نرسیده بود جهان تغییری نکرد و درختان سبز نبودند، اما حالا قهرمان راه خود را پیدا کرده است. او یاد گرفته که با همین جهان و با همین درختان مرده و همین اجساد و همین کلاغ  زندگی کند و به مسیرش ادامه دهد.

شعر « درد رو بیار» دقیقاً همین را می‌گوید. شوگا از درد استقبال می‌کند، چون می‌داند که این درد بخشی از مسیر اوست. او نمی‌گوید درد تمام می‌شود. می‌گوید می‌آید، چون دیگر از آن نمی‌ترسد.

شمع‌ها و تاریکی  آیین‌های کهن پاگانیستی

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

در صحنه‌ای که شوگا پس از خواندن شعر « درد رو بیار. دیگه نمی‌ترسم. چون راهمو بلدم » به سمت بیرون اشاره می‌کند، دوربین گروهی از مردم را نشان می‌دهد که هر کدام از آنها یک شمع روشن در دست دارند. فضای اطراف تاریک است و نور شمع‌ها تنها منبع روشنایی به شمار می‌رود. این فضا شبیه به معبد است این طراحی عمدی و غیرمعمول، یک «مراسم آیینی» را نشان می دهد.

حضور شمع‌ها در تاریکی، یکی از نمادهای آیین‌های مشرکانه ( پیشامسیحی ) است. در فرهنگ‌ اروپای باستان، به ویژه در سنت‌های سلتیک و ژرمنی، مراسم «شمع‌افروزی در شب‌های بلند زمستان» برگزار می‌شد. مهم‌ترین این آیین‌ها، یول [7]نام داشت (جشن انقلاب زمستانی که در آن مردم در طولانی‌ترین شب سال گرد هم می‌آمدند و با روشن کردن شمع و آتش، خورشید را برای بازگشت فرامی‌خواندند).

در این سنت‌ها، تاریکی نماد مرگ، رکود و انتظار بود و شمع نماد امیدی بود که در دل تاریکی زنده می‌ماند و مهم‌تر از همه اینکه قدرت از جمعیت می‌آمد و نه از یک کشیش یا نهاد مذهبی. یعنی مردم “خودشان” نیروی تغییر را ایجاد می‌کردند.

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

شعر «درد رو بیار، دیگه نمی‌ترسم» دقیقاً در همین لحظه خوانده می‌شود.

همین حضور است که به شوگا قدرت می‌دهد تا بگوید « دیگه نمی‌ترسم » و در نهایت، این سکانس می‌گوید: رهایی از جایی شروع می‌شود که مردم خودشان دست به کار شوند، بدون اینکه منتظر باشند کسی از بالا بیاید و آنها را نجات دهد.

به بیان دیگر با نمایش جمعی شمع بدست که نمادی شناخته شده از مراسمات آیینی (عمدتا مشرکانه) است، مبارزه با درد و مشکلات بیان میشود و در ادامه هم گشایش در همه سکانس های قبلی (که بیشتر از نمادهای مذهبی و دینی مثل صلیب و کشتی نوح و کبوتر و پسرطاس که نمادی از آیین های دینی شرقی مثل بودا و… است در آنها استفاده شده بود) حاصل میشود.

یعنی رسیدن به آزادی و گشایش در تمام نمادهای دینی قبلی، پس از نمایش گروهی شمع بدست در فضایی تاریک و آیینی مشرکانه حاصل میشود.

برداشتن چشم‌بند رهایی از جهل و دیدن حقیقت

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

همان‌طور که گفته شد بعد از نمایش سکانس مراسم آیینی، ویدئو وارد فاز « اقدام» می‌شود. شوگا چشم‌بند دختر را برمی‌دارد، دیوار شروع به باز شدن می‌کند و جونگکوک وارد آب می‌شود و از بندها رها می‌گردد. یعنی سکانس مراسم آیینی (شبیه به مراسمات مشرکانه که اکنون هم انجام میشود) پلی است میان ناامیدی اولیه و رهایی نهایی.

قبل از این سکانس، شخصیت‌ها در اسارت‌های مختلف به سر می‌بردند، جونگکوک با دست‌های بسته می‌دوید، جیمین از درک صدای مردم عاجز بود که نشان دهندۀ در تاریکی و سرگردانی آنها بود و پسر طاس تبل نمیزد، اما از همین سکانس به بعد همه چیز تغییر می‌کند. چشم‌بند برداشته می‌شود، دیوار شروع به باز شدن می‌کند، کبوتر زخمی دوباره زنده می‌شود و به پرواز درمیآید و نهایتاً اعضای گروه به قله‌ی کوه صعود می‌کنند.

پس این سکانس در واقع « لحظه‌ی روشنگری » در کل روایت است.

وارونه‌سازی مسیحیت و نمایش جهان‌بینی مشرکانه

تحلیل موزیک ویدئو ON از گروه BTS

در الهیات مسیحی، مسیح بر روی صلیب می‌میرد تا «گناهان بشریت را کفاره کند» او قربانیِ منفعلِ خواست خداست. جمله‌ی معروف او بر صلیب  « الهی، الهی، چرا مرا ترک کرده‌ای؟ »[8] اوج درماندگی و تسلیم در برابر اراده‌ الهی را نشان می‌دهد. در این روایت، نجات از بالا می‌آید و خدا پسرش را فدا می‌کند تا انسان‌ها نجات یابند[9] و نقش انسان در این نجات، ایمان آوردن و پذیرفتن است.

اما در این سکانس، تهیونگ “خودش” از روی زمین بلند می‌شود و اقدام می‌کند و معجزه‌ی الهی و نیروی آسمانی در کار نیست؛ او چشم‌بند دختر را برمی‌دارد و دست او را می‌گیرد و او را به سوی دیوار بازشده هدایت میکند. هیچ دعایی خوانده نمی‌شود و هیچ عامل معنوی این وسط دیده نمیشود.

وارونه سازی در این بخش، آنجاست که در مسیحیت، مسیح می‌میرد تا انسان نجات یابد اما در این ویدئو «مسیح» (تهیونگ) زنده می‌شود تا خودش دست به نجات بزند و دیگران را هم برای این کار آماده کند.

در اینجا اینگونه نشان داده میشود که قدرت از پایین ساخته می‌شود و نه از بالا .

در جهان‌بینی مشرکانه خدایان یا بسیار دورند یا وجود ندارند و نجات و رهایی به دست خود انسان‌ها و با همبستگی جمعی انجام می‌شود.

تهیونگ چشم‌بند را برمی‌دارد و دختر را هدایت می‌کند.[10]باز شدن چشمان دختر برای دیدن و رسیدن حقیقت است حقیقتی که تهیونگ بعد از بلند شدن به دختر نشان می‌دهد آن است که جهان همان طور که هست باید دیده شود یعنی با دیوارش، با کلیسای خالی‌اش، با درختان سوخته‌اش و… و نباید با چشم‌بند از آن فرار کرد.

در مسیحیت، حقیقت « خداست »[11] اما در اینجا، حقیقت «خود جهان» است همان جهانی که باید آن را همان طور که هست دید.  در مسیحیت، «تولد دوباره» از طریق ایمان به مسیح و غسل تعمید توسط کشیش انجام می‌شود. اما در این ویدئو، تهیونگ که «مسیح» وارونه‌شده است نه می‌میرد تا دیگری زنده شود و نه توسط کشیشی تعمید می‌یابد بلکه او خودش از زمین بلند می‌شود (رستاخیز بدون خدا) و دیگری را هدایت می‌کند.

کارگردان از نماد مسیح استفاده کرده تا «مرگ خدا» را اعلام کند. نماد مسیح در این ویدئو یک «پوست‌اندازی» است. فرم مسیحیت حفظ شده (تهیونگ درحالت مصلوب ) اما محتوای آن خالی شده و با محتوایی مشرکانه پر شده است. این دقیقاً همان چیزی است که نیچه «مرگ خدا» و « بازارزش‌گذاری همه ارزش‌ها » می‌نامید. نمادهای کهن باقی می‌مانند، اما معنای آنها تغییر می‌کند.

ورود به آب، تطهیر و رهایی از بندها

جونگکوک که از سکانس دوم همچنان در حال دویدن بوده به یک برکه می‌رسد و وارد آب می‌شود؛ دستان بسته‌اش را در آب فرو می‌برد. وقتی از آب بیرون می‌آورد، طناب‌ها ناپدید شده‌اند و به جای آن، یک صدف حلزونی در دست دارد.

آب در اسطوره‌شناسی کهن‌الگوی تولد دوباره است. در آیین غسل تعمید مسیحی، فرو رفتن در آب نماد «مرگ با مسیح» و بیرون آمدن نماد «رستاخیز» است.[12] در اسطوره‌شناسی هندو، رود گنگ تطهیرکننده‌ی گناهان است. در اسطوره‌شناسی بین‌النهرین، آب نماد آغاز خلقت است. جونگکوک از آب بدون زنجیر بیرون می‌آید این تولدی دیگر است: «شخصیت قدیمی» (اسیر) می‌میرد و «شخصیت جدید» (آزاد) متولد می‌شود.

غسل تعمید مسیحی توسط کشیش و به نام تثلیث مقدس انجام می‌شود اما جونگکوک تنها وارد آب می‌شود. او “خودش” تصمیم می‌گیرد وارد شود و خودش بیرون می‌آید و خودش متحول می‌شود. این «غسل تعمیدِ خودبنیاد» است. دقیقاً نقطه‌ی مقابل تعمید مسیحی که در آن نوزاد یا تازه‌مؤمن توسط دیگری تعمید می‌شود.

کبوتر رها شده، صلح بازگشته

مقابل دیوار در حال باز شدن جین قفسی را حمل می‌کند که کبوتر سفید (همان کبوتر سکانس اول) در آن است. کبوتر اکنون زنده است. با باز شدن کامل دیوارها، جین در قفس را باز می‌کند و کبوتر به پرواز درمی‌آید.

کبوتر در آغاز مرده بود (خشونت بر معصومیت چیره شده بود) اکنون زنده است و رها می‌شود.

صدف به جای صلیب،  نماد مشرکانه به جای نماد مسیحی

موزیک ویدئو ON

در مسیحیت نماد اصلی نجات، صلیب است. ابزار شکنجه و مرگ مسیح که به نماد رهایی تبدیل شد. اما در این سکانس، جونگکوک از آب، صدف حلزونی بیرون می‌آورد و نه صلیب.

صدف یک نماد آشکار پاگانیستی است. در اسطوره‌شناسی یونانی، صدف نماد «تولد آفرودیت» (الهه عشق) از کف دریاست. یک اسطوره کاملاً پیشامسیحی و مشرکانه.

در ادبیات، مهم‌ترین ارجاع صدف به رمان «سالار مگس‌ها » از «اثر ویلیام گلدینگ» است. ارجاع به رمان سالار مگس‌ها از سوی نشریاتی چون “مومبای میرور” و “رولینگ استون ایندیا” مطرح شده است. در این رمان پاگانیستی، صدف نماد « نظم، دموکراسی و قدرت مدنی» است. یعنی آنچه انسان‌ها ” خودشان” بدون نیاز به خدا می‌توانند بسازند [13].

در مسیحیت، مسیح تاج خار را بر سر می‌گذارد و بعداً توسط خدای پدر نجات می‌یابد اما در این سکانس جونگکوک خودش خارها را در آب فرو می‌برد و از شر آنها خلاص می‌شود. هیچ کس دیگری نمی‌آید تا او را نجات دهد. رنج انسانی با کنش خود انسان و نه با مداخله‌ی الهی پایان می‌یابد.[14]

رقص و جشن سوزاندن شر

تمام اعضا و گروهی از مردم مشغول رقصی هماهنگ هستند. در پس‌زمینه، آتش و آتش‌بازی دیده می‌شود. این سکانس، فضایی از جشن و رهایی و پیروزی را به تصویر می‌کشد.

در جشن‌های کهن سلتیک مانند Beltane مردم از میان آتش می‌پریدند یا دور آن می‌رقصیدند تا خود را از بیماری، بدشانسی و نیروهای شریر پاک کنند. در جشن انقلاب تابستانی، آتش نماد اوج قدرت خورشید و پیروزی نور بر تاریکی بود. آتش مردم را دور خود جمع می‌کرد. این گردهمایی خود منبع قدرت بود  نه قدرت الهی از بالا، بلکه قدرتی که از همبستگی جمعی مشترک زاده می‌شد.

پس از تمام رنج‌ها، دویدن با دست‌های بسته، سرگشتگی در بیابان، رسیدن به خود و قدرت درون، برداشتن چشم‌بند حقیقت و غسل تعمید در آب حالا وقت جشن است. اما در این جشن هیچ شکرگزاری به “درگاه الهی” دیده نمی‌شود. این جشن، جشنی شبیه جشن های باستانی (عمدتا مشرکانه) است که در آن، خود انسان‌ها با نیروی جمعیشان برای پیروزی‌ای که با دست “خودشان” به دست آورده‌اند، شادی میکنند.

در اسطوره‌شناسی، آتش دو معنی دارد. از یک سو، آتش می‌سوزاند و نابود می‌کند و از سوی دیگر آتش پالایش می‌کند و ناخالصی‌ها را از بین می‌برد.

در این سکانس، آتش معنی دوم را دارد. آتش در اینجا « شر» در چارچوب معنایی این اثر که در واقع همان خیر است را می‌سوزاند و راه را برای شروع تازه باز می‌کند. این درست همان کاری است که آتش در آیین‌های کهن  انجام می‌داد. مردم دور آتش جمع می‌شدند تا خود را از بیماری، بدشانسی و نیروهای اهریمنی پاک کنند. رقص جمعی در این سکانس، کهن‌الگویی بسیار کهن را تداعی می‌کند: جشن رهایی.

دقیقاً همان چیزی که در عید عبری «پساخ»می‌بینیم: عبور از بردگی مصر به سوی آزادی.

اما تفاوت مهم در این است: در روایت عبری، این رهایی به دست خداوند متعال انجام می‌شود اما در این ویدئو، هیچ خدایی در کار نیست. مردم خودشان آتش روشن کرده‌اند، خودشان می‌رقصند، خودشان جشن می‌گیرند و رهایی را با دست خودشان به دست میاورند. (شبیه آیین های مشرکانه)

صعود به کوه رسیدن به سرزمین موعود

سکانس نهایی با بازگشت به فضای روز آغاز می‌شود. اعضای گروه و جمعیت از پله‌هایی سنگی به سوی قله‌ی کوه بالا می‌روند.

در پایان ویدئو و پس باز شدن دیوار و زنده شدن کبوتر و جشن رقص با آتش، اینک نوبت به صعود می‌رسد. اعضا و جمعیتی از مردم از پله‌هایی سنگی به سوی قله‌ی کوه بالا می‌روند. آر ام  در رأس قرار دارد و جونگکوک با شادی به سمت قله می‌دود. در همه‌ی این روایت‌ها، صعود به کوه به معنای حرکت به سوی امر قدسی و عبور از جهان خاکی به جهان الهی است. در روایت کتاب مقدس، «معراج حضرت عیسی مسیح ع چهل روز پس از رستاخیز رخ می‌دهد. [15] اهمیت کوه در این روایت تصادفی نیست چرا که در سنت کتاب مقدس، کوه همواره محل ملاقات زمین و آسمان بوده است.

در روایت معراج، حضرت عیسی از کوه به آسمان صعود می‌کند. او از زمین جدا می‌شود و به سوی آسمان میرود. اما در این اثر، شخصیت‌ها از کوه بالا می‌روند و به قله می‌رسند.

در هر دو، «کوه» محل رستگاری است. اما تفاوت در این است که در معراج، ناجی زمین را ترک می‌کند اما در اثر، ناجی به قله می‌رسد و در زمین می‌ماند. مسیح می‌رود تا نزد پدر باشد اما بی تی اس می‌آید تا با مردم باشد.

در الهیات مسیحی، معراج پایان سفر مسیح به سوی خدای پدر است « نشستن در دست راست خدا ».  اما در این موزیک ویدئو، اعضا به قله ای می‌رسندکه هیچ خدایی در آن منتظر نیست و هیچ نور الهی از بالا نمی‌تابد و قله خالی است.

قله در این سکانس « قله‌ی انسانی و اومانیستی» است و نه «قله‌ی الهی».  انسان‌ها به بالاترین نقطه رسیده‌اند  اما نه برای ملاقات با خدا (چون خدا آنجا نیست) بلکه آنها به این دلیل به قله رسیده‌اند که “خودشان” توانسته‌اند دیوار را کنار بزنند و از تاریکی عبور بکنند و خودشان رقصیده‌اند و جشن گرفته‌اند.  قله فقط یک نقطه‌ی جغرافیایی و نماد «اوج تلاش انسانی» است و نه «سکونتگاه الهی» .

نتیجه

بیانیه‌ی کمپانی می‌گوید: « از نمادها استفاده کرده‌ایم تا بگوییم گروه سختی کشیده اما تلاش می‌کند به حقیقت و آزادی برسد»

اما این حرف یک حرف پیش‌پاافتاده و گول‌زننده است. اگر هدف فقط این بود، یک ویدئوی ساده کافی بود و نیازی به انباشتن این همه نماد نبود. پس این حرف ظاهر قضیه است، نه باطن آن.

در تمام نمادها اینگونه القا میشود که تا وقتی انسان در چارچوب مسیحیت یا هر دین ابراهیمی منتظر نجات از بالا باشد، هیچ اتفاقی نمیافتد و نجات وقتی آغاز میشود که انسان به آیین‌های کهن و مشرکانه روی آورده و با تکیه بر “خودش” اقدام کند.

تمام نمادهای مسیحی در این ویدئو در حالت «واژگونی» نمایش داده می‌شوند. کشتی نوح در بیابان خشک شده  ( ناکامی حاصل شده ) و کبوتر سفید زخمی و در حال مرگ است ( روح‌القدس زخمی شده ) و… که اینها را نمیتوان تصادفی دانست.

کارگردان عمداً نشان می‌دهد که وعده‌های نجات مسیحیت و سایر ادیان محقق نشده است و هیچ کس نباید منتظر نجات از بالا باشد و قهرمانی انسان و قدرت جنگیدن، از آیین‌های پاگانیستی و مشرکانه نشأت می‌گیرد.

این حرف تازه‌ای نیست؛ نیچه هم قبلا گفته بود «خدا مرده است» و کامو گفته بود « ما باید سیزیف وار سنگ را بالا ببریم» و این ویدئو همان حرف را با زبانی تصویری و با استفاده از نمادهای مسیحی اما در خدمت پیامی کاملاً پاگانیستی نمایش میدهد.

در این ویدئو اعضا نه به عنوان مسیح ع بلکه به عنوان « قهرمانان پاگانیست» ظاهر می‌شوند یعنی انسان هایی که با قدرت خودشان و با همبستگی شان موفق شدند دیوارها را فرو بریزند و به سرزمین موعود برسند.

این اسطوره‌ های قهرمانان پاگانیستی (مثل هرکول، آشیل و…) برای مخاطب مدرن جذاب‌تر از اسطوره‌ های مسیحی منفعل اند (که منتظر اند تا بر صلیب بمیرند تا بتوانند دیگران نجات دهند).

منابع

[1] متی ۳:۱۶

[2] در داستان کشتی نوح (کتاب پیدایش)، نوح پس از طوفان، یک کبوتر سفید را از کشتی بیرون می‌فرستد تا ببیند آیا آب‌ها فروکش کرده‌اند یا نه. کبوتر با یک شاخه زیتون در نوک خود برمی‌گردد و نشان می‌دهد که زمین دوباره قابل زندگی شده است. کبوتر سفید در این داستان نماد صلح، امید و زندگی دوباره است.

[3] «شوبیز چیت‌شیت» وب‌سایت خبری و تحلیلی در زمینه‌ی سرگرمی، موسیقی و سلبریتی‌ها است. این وب‌سایت مقالات متعددی درباره‌ی BTS و دیگر هنرمندان منتشر می‌کند و در تحلیل‌های خود به نمادها، ارجاعات فرهنگی و معانی پشت موزیک ویدئوها می‌پردازد .بر اساس مقاله‌ای که این وب‌سایت در ۲۷ فوریه ۲۰۲۰ منتشر کرده، در تحلیل موزیک ویدئوی «ON» آمده است: «وی در دشتی دراز کشیده با دست‌هایی که مانند صلیب باز شده‌اند که این مستقیماً به مصائب مسیح اشاره دارد.

www.cheatsheet.com/news/bts-perseverance-on-official-music-video-map-of-the-soul-

[4] داستان از این قرار است شهری به نام اوملاس با شادی، رفاه و زیبایی کامل توصیف می‌شود. اما این خوشبختی به بهای بسیار سنگینی حفظ می‌شود. یک کودک در زیرزمینی تاریک، کثیف و تنگ زندانی است. او در بدترین شرایط ممکن زندگی می‌کند و رنج می‌برد. تمام شادی و رفاه مردم اوملاس به این بستگی دارد که این کودک همچنان در آن زیرزمین بماند و رنج بکشد. ساکنان شهر وقتی به سن بلوغ می‌رسند، از وجود این کودک مطلع می‌شوند. بیشتر آنها می‌پذیرند و در شهر می‌مانند و به زندگی شاد خود ادامه می‌دهند. اما عده‌ای که نمی‌توانند با این حقیقت تلخ کنار بیایند  از شهر دور می‌شوند، آنها نمیدانند که به کجا می‌روند اما می‌دانند که نمی‌توانند در جایی زندگی کنند که شادی‌اش بر پایه‌ی رنج یک کودک بنا شده باشد.

[5] Rolling Stone India. Watch BTS Lead Us to the Promised Land in Their Highly Symbolic Video for “ON”. 27 February 2020

[6] Showbiz Cheat Sheet. BTS Show Their Perseverance in the Second Music Video for ‘ON’. 27 February 2020

[7] Yule

[8] انجیل متی، ۲۷:۴۶

[9] TheresaLiterature. An Extremely Condensed Analysis of BTS’ ‘ON’ Music Video. 1 March 2020

[10] Rolling Stone India. Watch BTS Lead Us to the Promised Land in Their Highly Symbolic Video for “ON”. 27 February 2020

[11] یوحنا ۱۴:۶: «من راه و راستی و حیات هستم»

[12] رومیان ۶:۴

[13] Presley, Courtney. BTS and Lord of the Flies. William Golding Official Website. 4 March 2020

[14] Kenh14.vn. Giải mã MV “ON” của BTS: Jungkook thuộc tầng lớp nô lệ, đã chết và được tái sinh. 28 February 2020

[15]  انجیل لوقا (۲۴:۵۰-۵۳)