از جنبش جمع آوری طلا درس بگیریم

 

 در اواسط سال 1997 با سقوط پول ملی تایلند (بات) بحران ارزی در چند کشور آسیایی، از جمله کره جنوبی آغاز شد و سررسید شده بدهی های این کشور در کوتاه مدت (35 میلیارد دلار ) و بلند مدت  45میلیارد دلار به صندوق بین المللی پول و بانکهای جهانی، اقتصاد کره جنوبی را در آستانه سقوط کامل قرار داد. به طوری که در کمتر ازچند ماه ارزش پول کره جنوبی بیش از 60 درصد سقوط کرد.

آن زمان مردم از کم شدن دارایی های خود به شدت نگران شده بودند به طوری که در قبل از بحران اقتصادی نرخ برابری دلار با ون کره جنوبی بین یک دلار برابر با 1200 تا 1350 در نوسان بود. اما با شروع بحران این نرخ به بیش از 2100 تا 2500 ون در نوسان بود این وضعیت برای خارجیان مقیم و دلالان بسیار مطلوب، اما برای مردم عادی بشدت نگران کننده بود. بسیاری از مردم سرمایه های خود را به دیگر کشورها منتقل کردند. اقتصاددانان در آن مقطع معتقد بودند با انباشت فساد و رانت خواری در دولتهای قبل توسط چه بولها (کمپانیهای بزرگ) این شرکتها دچار مشکلات فزاینده شده و ادامه روند به شکل سابق قابل استمرار نیست.

با روی کار آمدن کیم دای جونگ، رئیس جمهور رفرمیست و پدر معنوی رئیس جمهور کنونی کره جنوبی، او به شرکتهای بزرگ هشدار داد تا سیستم خود را اصلاح کنند. او معتقد بود چه بولها (کمپانی های بزرگ) باید اجازه دهند تا مردم عادی و نه فقط اعضای خانواده موسس این شرکتها بتوانند سهام این شرکتها را خریداری کنند و یا چه بولها در یک یا دو رشته تخصصی فعالیت کنند. با روی کار آمدن کیم دای جونگ او این سیاست را عملی کرد. جراحی بزرگ در به روز رساندن این شرکتها آغاز شد و بعد از شروع جراحی کره ای ها متوجه شدند که چقدر این شرکتها دچار مشکل هستند و آنان قادر به پرداخت بدهی های خود نیستند.

این روند نگرانی از سقوط کامل کره جنوبی تا پایان سال 1997 ادامه داشت که ناگهان شبکه kbs در ژانویه 1998 خبر برپایی کمپین جمع آوری طلا به صورت خودجوش توسط مردم را اعلام کرد. اصل خبر این گونه بود بخشی از مردم تصمیم گرفتند برای خارج شدن کشور از بحران شدید اقتصادی با ارزشترین دارایی خود یعنی طلا را در اختیار بانکها قرار دهند تا متولیان مالی کشور با تبدیل آن به ارز خارجی بخشی از بدهی های کوتاه مدت شرکتها را پرداخت کنند. این جنبش که مورد استقبال قشرهای مختلف مردم قرار گرفت به گونه ای بود که بسیاری از مسئولین کشور، وزرا، مدیران، صاحبان ادیان رسمی مانند بودایی و مسیحیت شامل کشیشان و کاهن های معابد، روسای شرکتهای بزرگ و کوچک، روسای بانکها، موسسات مالی و ورزشکاران معروف طلاهای خانوادگی خود را در اختیار بانکهای عامل قراردادند. در کمتر از سه ماه تا مارس 1998 بیش از سه میلیون و پانصد هزار نفر از مردم طلاهای خود را واگذار کردند. که حاصل آن جمع آوری 227 تن طلای خالص برابر با حدودا 3 میلیارد دلار ارز خارجی بود. از این رهگذر دولت توانست بخش از بدهی های کوتاه مدت را پرداخت کند و از طرف دیگر موسسات مالی دنیا نظیر صندوق بین المللی پول به نوعی با دولت کره جنوبی برای بازپرداخت بدهیها مدارا کنند و درخواست مهلت برای پرداخت بدهی این کشور مورد قبول سازمانهای مالی و پولی جهان قرار گرفت.

نکته قابل توجه در این همبستگی ملی برای حل بحران اقتصادی را می توان این گونه بیان کرد که اصولا اقتصاد کره جنوبی بر پایه بخش خصوصی خصوصا چه بولها یا شرکتهای بزرگ مانند هیوندایی، سامسونگ، ال جی و بیست و چند شرکت دیگر استوار بوده و هست. در آن مقطع رییس جمهور کره جنوبی تلاشهای خود را برای برای حل مشکلات کمپانیهای بزرگ متمرکز کرده بود و صاحبان این غولهای بزرگ اقتصادی که به صورت خانوادگی مدیریت می شدند پذیرفته بودند که اصلاحات در این شرکتها اجتناب ناپذیر است. همین توافق ملی باعث شد بسیاری از مشکلات آنان با کمک مردم حل شود. اصلاحاتی که نه تنها شرکتهای بزرگ را از سقوط حتمی نجات داد بلکه با آسیب شناسی به موقع باعث شد تا راه پیشرفت بخش خصوصی کره جنوبی هموارتر شود.

مدرسه زبان و فرهنگ کره

منبع : دیپلماسی ایرانی