The Addictive Charms of South Korean Drama - The New York Times

اگر به فیلم‌ها و سریال‌های کره‌جنوبی دقت کنیم، در نگاه اول با یک تناقض روبه‌رو می‌شویم. از یک سو، آثاری مانند آثار اجتماعی و تریلرها، مشکلاتی مانند شکاف طبقاتی، فشار شدید آموزشی، رقابت افراطی، بحران اشتغال، تنهایی، فساد، خودکشی و فروپاشی خانواده را به تصویر می‌کشند. اما از سوی دیگر، بسیاری از درام‌های عاشقانه، خانوادگی و حتی آثار اکشن و تاریخی، کره جنوبی را کشوری مدرن، زیبا، امن، پیشرفته و سرشار از فرصت نشان می‌دهند؛ گویی مخاطب با یک آرمان‌شهر روبه‌رو است.این تفاوت، اتفاقی یا ناشی از اختلاف دیدگاه نویسندگان نیست، بلکه نتیجه دو کارکرد متفاوت صنعت سرگرمی کره جنوبی است.

نخستین کارکرد، بازتاب واقعیت‌های اجتماعی است. بخشی از سینما و سریال‌های کره‌ای تلاش می‌کنند مشکلات واقعی جامعه را به تصویر بکشند. فیلم‌سازان با نمایش آسیب‌های اجتماعی، هم به نقد ساختارهای موجود می‌پردازند و هم توجه افکار عمومی را به مسائل کشور جلب می‌کنند. به همین دلیل آثاری مانند انگل، اسکویید گیم یا بازی مرگ سرشار از انتقادهای اجتماعی هستند. این آثار در واقع بخشی از واقعیت جامعه کره را نشان می‌دهند، نه تمام آن.

اما کارکرد دوم، ساختن تصویر مطلوب از کره جنوبی است. دولت کره جنوبی از دهه ۱۹۹۰ به بعد، صنعت فرهنگ و سرگرمی را به یکی از ابزارهای اصلی قدرت نرم خود تبدیل کرد. در نتیجه، بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌ها علاوه بر روایت داستان، به صورت غیرمستقیم سبک زندگی، فناوری، شهرهای مدرن، برندهای داخلی، غذا، گردشگری و فرهنگ کره را تبلیغ می‌کنند. مخاطب پس از تماشای این آثار، ناخودآگاه احساس می‌کند کره جنوبی کشوری بسیار پیشرفته، جذاب و ایده‌آل برای زندگی است. این همان تصویری است که به توسعه گردشگری، صادرات فرهنگی و حتی افزایش فروش کالاهای کره‌ای کمک می‌کند.

در واقع، صنعت سرگرمی کره هم‌زمان دو وظیفه را انجام می‌دهد؛ نقد جامعه و تقویت برند ملی کره جنوبی. این دو وظیفه نه تنها با هم تضاد ندارند، بلکه مکمل یکدیگر هستند. نمایش مشکلات، آثار را واقعی و باورپذیر می‌کند و در مقابل، نمایش زیبایی‌ها و پیشرفت‌ها، جذابیت کشور را در ذهن مخاطب جهانی افزایش می‌دهد.

بنابراین، هیچ‌یک از این دو تصویر به تنهایی واقعیت کامل کره جنوبی نیست. اگر تنها آثار انتقادی را ببینیم، تصور می‌کنیم کره کشوری سراسر بحران است؛ و اگر فقط درام‌های عاشقانه و تجاری را دنبال کنیم، گمان می‌کنیم با جامعه‌ای بدون مشکل روبه‌رو هستیم. حقیقت، میان این دو قرار دارد. کره جنوبی هم مانند بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، هم دستاوردهای مهم اقتصادی، فناوری و فرهنگی دارد و هم با چالش‌های جدی اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو است.

 مهم‌ترین نکته این است که فیلم و سریال، آینه خنثی واقعیت نیستند. هر اثر رسانه‌ای بخشی از واقعیت را انتخاب، برجسته و بازنمایی می‌کند. بنابراین، برای شناخت واقعی کره جنوبی نمی‌توان تنها به محصولات سرگرمی آن تکیه کرد؛ بلکه باید این آثار را در کنار داده‌های اجتماعی، اقتصادی، گزارش‌های رسمی و پژوهش‌های دانشگاهی مطالعه کرد. تنها در این صورت می‌توان میان «کره واقعی» و «کره بازنمایی‌شده در رسانه» تفاوت قائل شد.

Commentary: South Korea prepared to ease COVID-19 rules. Then Halloween  parties happened. - CNA

چرا نباید کره جنوبی را آرمان‌شهر بدانیم؟

یکی از مهم‌ترین خطاهایی که در میان بخشی از نوجوانان و جوانان دیده می‌شود، این است که تصویر رسانه‌ای را با واقعیت اجتماعی یک کشور یکسان می‌دانند. بسیاری از مخاطبان، شناخت خود از کره جنوبی را نه از طریق مطالعه تاریخ، جامعه‌شناسی، اقتصاد یا تجربه زندگی در این کشور، بلکه از طریق کی‌درام‌ها، کی‌پاپ، ویدئوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی و صفحات هواداری به دست آورده‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که تصویری ناقص و گاهی آرمانی از کره جنوبی در ذهن آنان شکل بگیرد.

رسانه‌ها، به‌ویژه صنعت سرگرمی، وظیفه ندارند تمام واقعیت یک جامعه را نشان دهند. آن‌ها واقعیت را انتخاب، بازسازی و روایت می‌کنند. همان‌گونه که یک عکاس با انتخاب زاویه دوربین، بخشی از منظره را نشان می‌دهد و بخش دیگری را حذف می‌کند، فیلم و سریال نیز تنها بخشی از واقعیت را به نمایش می‌گذارند. بنابراین، آنچه مخاطب در کی‌درام‌ها می‌بیند، «تمام کره جنوبی» نیست؛ بلکه روایتی است که برای جذب مخاطب جهانی طراحی و تولید شده است.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که نوجوان یا جوان، بدون شناخت کافی از کشور خود و بدون مطالعه درباره واقعیت‌های کره جنوبی، این تصویر رسانه‌ای را معیار مقایسه قرار می‌دهد. در این حالت، او به‌تدریج تصور می‌کند که همه چیز در کره جنوبی بهتر، زیباتر و پیشرفته‌تر است و زندگی در آن کشور بدون مشکل خواهد بود. این همان چیزی است که در مطالعات رسانه از آن با عنوان «آرمان‌سازی رسانه‌ای» یاد می‌شود؛ یعنی رسانه تصویری می‌سازد که از واقعیت جذاب‌تر و کامل‌تر به نظر می‌رسد.

در حالی که اگر همین مخاطب، آمارهای رسمی و پژوهش‌های اجتماعی را مطالعه کند، با واقعیت دیگری نیز روبه‌رو می‌شود؛ واقعیتی که از فشار شدید رقابت تحصیلی، ساعات طولانی کار، بحران مسکن، کاهش نرخ ازدواج، تنهایی، نرخ پایین فرزندآوری، نابرابری اقتصادی و مشکلات سلامت روان حکایت دارد. این مسائل به معنای ناکارآمد بودن کره جنوبی نیست، بلکه نشان می‌دهد این کشور نیز مانند هر جامعه دیگری، هم نقاط قوت و هم چالش‌های جدی دارد.

بنابراین، بلوغ رسانه‌ای یعنی بتوانیم میان «تصویر رسانه‌ای» و «واقعیت اجتماعی» تفاوت قائل شویم. اگر کسی تنها با دیدن چند سریال عاشقانه یا دنبال کردن چند گروه موسیقی، درباره یک کشور قضاوت کند، در واقع نه آن کشور را شناخته و نه رسانه را.

شناخت درست زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب چند منبع مختلف را کنار هم قرار دهد؛ آثار سرگرمی را ببیند، اما در کنار آن تاریخ، فرهنگ، اقتصاد، نظام آموزشی، آمارهای اجتماعی، گزارش‌های رسمی و پژوهش‌های دانشگاهی را نیز مطالعه کند. تنها در این صورت است که تصویری متعادل و واقعی از یک کشور به دست می‌آید.

در نهایت، نباید فراموش کرد که هر کشوری، حتی موفق‌ترین کشورها، هم فرصت دارند و هم مسئله چالشی، کشوری که فقط زیبایی داشته باشد، وجود خارجی ندارد؛ همان‌گونه که کشوری که فقط مشکل داشته باشد نیز وجود ندارد. بنابراین، اگر رسانه کشوری را کاملاً ایده‌آل یا کاملاً فاجعه‌بار نشان دهد، باید با نگاه انتقادی از خود بپرسیم: چه بخش‌هایی از واقعیت دیده شده و چه بخش‌هایی از آن نادیده گرفته شده است؟ این پرسش، آغاز سواد رسانه‌ای و نخستین گام برای شناخت واقعیت است.

منابع

  1. Dal Yong Jin. (2020). Transnational Korean Cinema: Cultural Politics, Film Genres, and Digital Technologies. University of Michigan Press.
  2. Dal Yong Jin. (2016). New Korean Wave: Transnational Cultural Power in the Age of Social Media. University of Illinois Press.
  3. Youna Kim (Ed.). (2013). The Korean Wave: Korean Media Go Global. Routledge.